كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٤٦ - دليل دوم كتاب(قرآن كريم)
ولى با ظاهر لفظ غنا كه اسم جنس است نمىسازد و بر جنس غنا و كيفيت خاصه دلالت دارد و مخصوص كلام باطل نيست بلكه اطلاق دارد.
٥. بهترين احتمال اين است كه قول زور به معناى كلام باطل باشد و قيد نكنيم كه باطل و زور بودن به لحاظ مدلول آن باشد يا به لحاظ صفت آن (صوت و لحن خاص) كه روى كلام پياده مىشود. وقتى اعم شد هم بر كلام باطل به لحاظ مدلول اطلاق مىشود، هم بر كلام باطل به لحاظ صفت خاصه كه از اين جهت باطل و حرام و خلاف شرع است ولو مدلولش حق باشد، و هم بر هر دوى آنها اطلاق مىشود.
البته بعضى از مصاديق اين معناى عام و جامع، خيلى واضح است و عرف هم مىفهمد مثل كلام باطل از نظر مدلول، ولى بعضى از مصاديق آن را عرف نمىفهمد و با بيان شارع و روايات معصومين (ع) قابل فهم مىشود. آنچه متناسب با كلمه «الغناء» است، همين احتمال است، زيرا جنس غنا يا غنا بما هو غنا مراد است؛ خواه در ضمن كلام حق باشد يا در ضمن كلام باطل؛ خواه در ضمن كلام داراى معنا باشد يا در ضمن لفظ مهمل، خواه در ضمن كلام باشد يا كلمه، يا حرف واحدى كه با تكرارش آهنگ خاص درست مىشود. اينها بر اساس احتمالات بود.
ثانياً بر فرض كه نتوانيم وجه تفسير معصوم را بفهميم، امّا تعبداً آن را مىپذيريم و مىگوييم يكى از مصاديق آيه، غناست و براى فقيه همين مهم است كه به صراحت از روايات استفاده مىشود.
شايد ندانيم وجه تفسير امام (ع) چيست و به خود اهل بيت (ع) واگذاريم. چرا كه به آنچه در بيت وحى و رسالت و كتاب الهى است داناترند.
خلاصه غنا مشمول آيه هست و صغراى استدلال تمام است.
توضيح كبرا: حرمت قول زور به نحو مطلق از امر «اجتنبوا» فهميده مىشود كه ظهور در وجوب اجتناب دارد و اگر قول زور يا غنا حرام نبود اجتنابش واجب نمىشد. بنابراين آيه قول زور به كمك تفسير روايات، بر حرمت شرعى غنا دلالت دارد. ديگر اينكه غنا بما هو غنا حرام است، نه غنا در كلام لهوى و باطل كه استنباط شيخ اعظم بود.