كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٥٨ - تبصره اول
عمومات و مطلقات آيات و روايات تحريم غنا كه قطعاً غنا در قرآن را نيز شامل مىشود و نتيجه مىگيريم كه غنا در قرآن استثنا نشده است. حتى بيان خواهد شد كه گناه اين كار مضاعف است.
دليل دوم: فاضل نراقى در مستند به عمومات و اطلاقات ادلّه استحباب قرائت قرآن استدلال كرده و گفته است در ابواب مختلف، قرائت قرآن ذكر شده است كه بر فضيلت و رجحان مطلق قرائت قرآن دلالت دارند؛[١] و ميان اين روايات با روايات تحريم غنا، عموم من وجه است، زيرا گاهى قرائت قرآن هست و غنا نيست، گاهى غنا هست و قرائت قرآن نيست، و گاهى هر دو تصادق دارند (غنا در قرآن يا قرائت آن به نحو غنا). مقتضاى قاعده هم در اينجا اين است كه هر دو دسته در اين مورد تساقط مىكنند و به اصل عملى (اباحه و برائت) مراجعه مىشود و به حكم اصل برائت به جواز ظاهرى غنا در قرآن حكم مىشود.[٢]
پاسخ: شيخ اعظم انصارى در مكاسب از اين دليل جوابى داده است. وى نخست به صورت كلى مىفرمايد: ادلّه مستحبات نمىتوانند در برابر ادلّه محرّمات مقاومت كنند، بلكه دليل تحريم مقدم است. آنگاه به سه بيان جواب مىدهد:
الف) مرجع ادله استحباب به اين است كه مستحب است فلان كار- مثلًا قرائت قرآن- را از راه حلال و سبب مباح ايجاد كنيم نه از راه حرام. بنابراين هر جا بر مستحبى عنوان حرام منطبق شد يا حرامى سبب رسيدن به مستحبى شد و براى نيل به مستحب ناگزير از راه حرام باشيم، نوبت به دليل استحباب نمىرسد تا با دليل حرمت تعارض كند.[٣]
اين بيان شيخ اعظم ناتمام است. وجهى ندارد دليل استحباب به اين فرض ارجاع شود، زيرا منشأ اين ارجاع يا انصراف دليل استحباب است كه خلاف ظاهر اطلاقِ آن است و انصراف ظهورى ندارد تا ارزشمند باشد؛ انصراف خارجى هم ملاك نيست. يا
[١]. ر. ك: وسائل الشيعه، ج ٦، ابواب قرائت قرآن.
[٢]. مستند الشيعه، ج ٢، ص ٣٤٣.
[٣]. المكاسب، ج ١، ص ٣٠٨.