كوثر فقه - محمدى خراسانى، على - الصفحة ٢٢٦ - بخش پنجم حكم عكاسى و فيلمبردارى
آن در روايات است كه آيا منظور از «من»، شخص خارجى معين است و بايد صدق كند كه فرد معين تمام مثال و صورت[١] را به تصوير كشيده و ايجاد كرده است يا منظور، شخصِ فاعل فعل است؟ اگر اين باشد در فرض اشتراك شخص فاعل و مصوّر، مجموع دو يا چند نفر هستند كه همه با هم يك فاعل و يك مصوّر يا يك ممثّل محسوب مىشوند و واحدِ اعتبارىاند نه حقيقى؛ زيرا در خارج، مجموع مركب از چند نفر وجود ندارند.
نظريه امام خمينى (رحمه الله): به عقيده مرحوم امام، از تعبير «من صوّر» و «من مثّل» اوّلى تبادر مىكند و منظور، اين است كه شخص معينى تمام صورت و مثال را تصوير و تمثيل كند و در فرض اشتراك بر هيچيك از افراد، صدق نمىكند، زيرا هر كدام بخشى از تمثال را ايجاد كردهاند، نه تمام آن را؛ بنابراين، روايات باب، اين صورت را شامل نيست و لاأقل شمول محرز نيست تا قابل استدلال باشند.
ضمناً فرقى ندارد كه از آغاز تا پايان، همه با هم شروع به ساختن صورت كنند، يا يكى ابتدا بخشى از آن را بسازد، سپس ديگرى باقيمانده آن را، يا يكى اجزاى متفرق آن را بسازد و ديگرى آنها را كنار هم بگذارد و با هم تركيب كند. حضرت امام در اين باره تنظير كرده است به «من قال شعراً» يا «من كتب سطراً» و مانند آن و فرموده است متفاهم اين است كه هر شخصى كه يك بيت شعر بسرايد يا يك سطر بنويسد نه اينكه دو يا چند نفر مشتركاً بيتى را انشاد كنند. با وجود اين، چون برخى قائلاند كه به نحو اشتراك هم اشكال دارد و احتمال القاى خصوصيت هم وجود دارد، در پايان احتياط كرده و اجتناب از تصوير و تمثيل را ولو به نحو اشتراك باشد احوط مىداند كه حتماً مقصود، احتياط مستحبى است زيرا مسبوق به فتوى، بر خلاف آن است.[٢]
البته استفاده از تعبير «من صوّر» و «من مثّل» مشكل است و همانطور كه حضرت امام فرمود، به ذهن مىآيد كه منظور، اشخاص حقيقى باشند، يعنى هر شخص صورت
[١]. كلمه مثال و تمثال و صورت ظهور در كل دارد، يعنى صورت و مجسمه كامل شيء.
[٢]. همان، ص ٢٧٨- ٢٧٩.