یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢ - توکل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٢٦٢
سنن عالم محدود به ابعاد بسته علل و معلول مادی نیست، نظامی معنوی در کنار نظام مادی وجود دارد، همه جهان حکم یک موجود حی واحدی را دارد که اعضا و اجزای [آن] به یکدیگر پیوسته است.
همانطور که در کتاب انسان و سرنوشت تحت عنوان «عوامل معنوی» گفتهایم، جهان نسبت به خوب و بد و عدل و ظلم و کار و بیکارگی و اخلاص و سوء نیت بیتفاوت نیست. آن که بکوشد و اخلاص نیت داشته باشد و در راه حق و عدل بکوشد، خداوند او را تحت حمایت و مشمول عنایت خاص خود قرار میدهد.
پس معنی توکل و اعتماد به خدا این است که اگر انسان در راه حق بکوشد و اخلاص داشته باشد، با این سه شرط: حقانیت راه، کوشش، اخلاص، خداوند او را تحت حمایت خود قرار میدهد [١] ٢. اما اینکه آیا واقعاً نیازی به توکل هست؟ آیا یک نیاز اخلاقی و روانی و تربیتی به چنین مفهوم و معنی هست یا نیست؟
تاکنون درواقع مفهوم توکل را تصحیح کردیم و آن را منافی با کار و فعالیت و مضر به پیشروی و سعادت ندانستیم. اکنون باید ببینیم آیا نیازی به چنین معنی و مفهومی هست یا نیست؟ اگر انسان توکل نکند، چه میشود و چه عیبی دارد؟
این نیاز از آنجا پیدا میشود که کوششهای اخلاقی و تحقق بخشیدن به آرمانهای مقدس و عمومی و حمایت از حق و عدالت معمولًا توأم با گذشت از منافع فردی و شخصی است، نوعی باختن است. انسان نمیداند که آنچه فعلًا و نقداً میدهد صرفاً هدردادن است و یا بازگشت دارد. اینجاست که واقعاً نیازمند است به اینکه در
[١] پس معلوم میشود واقعاً در توکل چیزی است که انسان خود باید عهدهدار شود، که لفظ «توکل» از باب تفعل آن را میفهماند، و چیزی است که از خدا و جهان باید بخواهد و آن حمایت است و آن چیزی است که از تضمین این کلمه به «علی» فهمیده میشود. پس همانطور که قبلًا اشاره کردیم، باید بدانیم در چه قسمتی باید بر او اعتماد و توکل کنیم و در چه قسمتی خود عهدهدار شویم.