یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٠ - توکل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٢٦٠
با نکتهای که راغب میگوید، بعید نیست که مفهوم لغوی این کلمه که به حسب اصل لغت مشتمل بر مفهوم «تولّی» است اعتمادِ تضمین شده است. معنی «توکلت علی اللَّه» این است که خودم متصدی کار میشوم معتمداً علی اللَّه. و اگر تنها مفهوم واگذار کردن میداشت به جای توکل، توکیل گفته میشد. اگر گفته شود پس چرا به خداوند وکیل گفته میشود، ممکن است در جواب گفته شود که وکیل دو مفهوم نزدیک به هم دارد: یکی به معنی نایب از «وکلته فصار وکیلًا»، دیگر به معنی تکیه گاه از «توکلت علیه فصار وکیلًا» ای صار معتمداً لی.
توکل اگر این معنی را داشته باشد که گفتیم، شبهه و اشکالی پیش نمیآید. فقط این سؤال پیش میآید که اعتماد به خدا چه معنیای دارد در موردی که شخص خودش متعهد و متصدی کار خودش است؟ جوابش از آنچه در شق بعد خواهیم گفت روشن میشود.
و اما اگر معنی توکل واگذار کردن و اعتماد کردن باشد، باید دید به چه نحو است و مخصوصاً در چه قسمتی است. وقتی که میگوییم به او اعتماد کرد، باید ببینیم او کیست و چه کاری از او ساخته است و نظم و قانون کار او چیست [١]، تا اعتماد بیجا و اعتماد بجا معلوم شود. مثلًا یک دولت کوچک با یک دولت بزرگ میجنگد و میگوییم اعتمادش مثلًا به آمریکاست. اینجا باید بدانیم که نظم و قانون حمایت آمریکا چیست. آیا آمریکا اگر با دولتی دوست شد، به جای او سرباز به میدان جنگ میفرستد و یا فقط اسلحه برایش میفرستد؟ اینجاست که رابطه توکل با شناختن سنت خلقت و سنت اراده حق روشن میشود. این سنت را سه جور میتوان فرض کرد:
[١] و بعلاوه آیا نیازی به چنین توکل و اعتمادی هست یا نه؟ یعنی آیا بهتر است که انسان به هیچ چیز جز اراده خودش اعتماد و توکل نکند و یا خواه ناخواه نقاطی میرسد که انسان واقعاً نیاز به توکل دارد و اگر نکند خواه ناخواه مسیرش یک مسیر انحرافی میشود و یا اساساً از کار باز میماند.