یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٥ - تزکیه نفس
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٣٥
میدهد، نفس شریر و گناهکار بالفطره نیست، وظیفه بشر غیر آن چیزی است که در بالا گفته شد؛ راه نجات، مراقبت و اصلاح و تربیت نفس است نه کشتن آن [١] (فرضاً کشتن ممکن باشد).
آنچه از قرآن کریم استفاده میشود اصلاح و تزکیه و تهذیب نفس است نه کشتن آن. قرآن همانطور که تعبیر نفس امّاره دارد، تعبیر به نفس لوّامه و مطمئنّه نیز دارد. این خود میرساند که نفس انسان ممکن است امّارة بالسوء باشد، ممکن هم [هست] لوّامه و مطمئنّه باشد. به رسول اکرم منسوب است که فرمود: شیطانی اسلم بیدی. بعلاوه تعلیمات اسلام هرگز براساس زجر نفس و ریاضتهای شاقه نیست. در اسلام تعبیر جهاد نفس آمده است، اما جهاد معنی قتل نمیدهد. جهاد، کوشش و مبارزه است. از متن اسلام هرگز نمیتوان این مطلب را استفاده کرد که مخالفت با خواستههای نفس از آن جهت که خواسته نفس است لازم است. هر جا که باید با خواسته نفس مخالفت کرد جایی است که علت خاصی، فردی یا اجتماعی، ایجاب کرده است [٢] یکی از مسائلی که قابل انکار نیست، این است که متصوفه و زاهد مآبان ما کم و بیش تحت تأثیر عقاید هندیان و مانویان و یونانیان کلبی واقع شدهاند و فلسفه زجر نفس را اشاعه دادهاند.
[١] بعداً خواهیم گفت که این اصلاح منحصر است به اینکه انسان به مرحله عالیتر و حیات عالیتر ارتقاء پیدا کند و در اینجاست که اماته نفس به معنی عبور به مرحله عالیتر نه به معنی از حیات نفس کاستن و به مرحله پایینتر سقوط کردن صادق است. یا ایهاالذین امنوا استجیبوا للَّه و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم. قد احیا عقله و امات نفسه.
مولوی بسیار خوب موضوع این موت را تشریح کرده است: از جمادی مردم و نامی شدم ... اماته نفس از نظر معارف اسلامی تکامل و صعود به حیات عالیتر و ترک حیات دانیتر است، اما ترک دانی حذف و اعدام آن نیست بلکه اشتداد و سلب جنبههای عدمی و نقصی است.
[٢] همان طوری که در ورقههای «اخلاص» خواهیم گفت، هر جا که مجاهدت لازم است آنجا نفس را از لحاظ هدف و تصعید و متوجه بالاکردن باید ورزش و ریاضت داد.