یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤ - تزکیه نفس
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٣٤
و ثالثاً چه آنکه نفس را ذاتاً شریر بدانیم و چه بالعرض و خواه آنکه ذاتاً مسلط باشد یا به علل خاصی زمام را به دست بگیرد، از نظر تربیت سعادتمندانه چه راهی باید پیش گرفت؟ آیا باید به نام لزوم پرورش استعدادهای طبیعی جلو نفس را باز گذاشت، یا باید مطلقاً آن را طرد کرد، یا راه وسطی در کار است؟ اول، راه طرفداران آزادی اخلاقی خصوصاً اخلاق جنسی است مثل فروید و راسل، دوم راه ریاضت کشان است و سوم راه اسلام است.
اما پرسش اول. اگر فرض کنیم که نفس ذاتاً شریر است، قهراً وظیفه انسان از نظر کسب سعادت این خواهد بود که نفس را بکشد، آن را به اصطلاح اعدام کند و یا لااقل با او مانند یک دشمن محکوم، مانند یک بردهای که از دشمن گرفته میشود، مانند مجرمی که به حبس و اعمال شاقه محکوم میشود و در اردوگاههای کار اجباری از او بهره برداری میشود رفتار کند. این عقیدهای است که در حکمت و فلسفه هندی و مانوی و کلبی یونانی و برخی از رشتههای فلسفی اروپای جدید مثل فلسفه شوپنهاور دیده میشود.
عقایدی که براساس زجر و شکنجه نفس و ریاضتهای شاقه پیدا شده غالباً از همین فکر سرچشمه میگیرد، یعنی هدف کشتن و معدوم کردن و لااقل اسیر و برده و محکوم کردن (نه مانند محکومیت رعایا نسبت به حکومت بلکه مانند محکوم بودن زوری دشمن به حال اسارت) وجود مزاحم است. وظیفه انسان را در خلقت این دانستهاند که با این مزاحم بجنگد و آن را بکشد. اگر او را کشت و یا اسیر کرد زهی سعادت، و اگر به دست او اسیر و گرفتار شد بدا به حالش. پس مسأله مسأله یک جنگ صلح ناپذیر است و تز همزیستی مسالمت آمیز در آن محکوم است و مانند دو جبهه و دو اردوی کمونیسم و امپریالیسم است که طبق عقایدچینیهای امروز آشتی ناپذیرند.
و اما اگر نفس را شریر بالذات ندانستیم بلکه گفتیم که نفس در حالات خاص و تحت تأثیر علل خاص است که فرمان شرارت