یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦ - تاریخ - نقش انبیا در تحول تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٤٦
مواهب زندگی (ر. ک: نمره ٤).
بنابراین طبیعت دین و عرفان و زهد و ریاضت و بالاخره معنویت اقتضا میکند روگرداندن از زندگی را و درنتیجه نه تنها توقف را بلکه انحطاط و تأخر را. تحولات تاریخی و انتقالات از دوره پستتر به دوره عالیتر و بالاخره توسعه و گسترش وسایل زندگی همه مولود تمرّد از تعلیمات آخرتگرایانه و معنی گرایانه است.
این منطق، منطق کسانی است که آشناییشان با دین فقط در این حد است که دین همان چیزی است که دعوت به آخرت و ترک دنیا میکند. شک نیست که دین دعوت به ترک دنیاپرستی میکند اما اگر همه تعلیمات دینی همین بود و بس، قهراً لوازمی هم داشت از قبیل آنچه گفته شد. اما دین دعوت به آخرت و اصلاح نظام دنیا میکند.
اصلاح نظام دنیا از یک نظر یکی از دو هدف دین است (لیقوم الناس بالقسط) و از نظری هدف ثانوی آن است، یعنی امری است که بدون آن وصول به هدف اصلی دین که خداشناسی و خداپرستی است به هیچ وجه حاصل نمیشود. البته منافاتی نیست که همه آن چیزهایی که هدف ثانی و ثالث شمرده میشوند، در عین حال خود نوعی کمال هم باشند و خود فی حد ذاته مطلوب هم بوده باشند؛ یعنی ارزش عدالت، آزادی، دانش، عفت، پاکی، قوّت اراده، عدالت، محبت، صرفاً ارزش مقدّمی نیست که قطع نظر از اینکه در طریق هدف اوّلی واقع شوند با ضد خود برابر باشند، بلکه همه اینها در عین اینکه کمالات مطلوبی هستند در مسیر هدف اصلی قرار میگیرند. به عبارت دیگر همه اینها اخلاق خدایی است؛ تخلّقوا باخلاق اللَّه (ر. ک:
نمره ٣).
این است حل مشکل معروفی که میگویند دین توجهش به خدا و آخرت است و همه چیز دیگر [را] که در دنیا صورت میگیرد متعلق به دنیا میداند و پست و منحط؛ پس حق، عدالت، آزادی،