یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢ - جهان و انسان از دیده علی علیه السلام
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٤١٢
ایدئولوژی است. بعلاوه، حیوان مُدرک جزئیات است و ایدئولوژی در کلیات است.
ثانیاً تنها هسته مرکزی داشتن فکر، حتی کلی بودن افکار و عقاید برای ایدئولوژی بودن کافی نیست. ایدئولوژی آنوقت ایدئولوژی است که جنبه عمومی و غیرفردی داشته باشد. بعلاوه، هسته مرکزی این گونه افکار را ایدئولوژی مینامند. ایدئولوژی باید نقشه عملی بشر برای دنیای آینده باشد.
از صدر اسلام علمای اسلام دستورهای اسلامی را به دو قسمت منقسم کردهاند: اصول و فروع. اصول جمع اصل است که به معنی ریشه است و فروع جمع فرع است که به معنی شاخه است. از اینجا معلوم میشود علمای اسلام متوجه این نکته شدهاند که مقررات اسلامی سازمانی دارد، بعضی را باید پایه و اصل و بعضی دیگر را باید بنا و شاخه نامید.
اصول عقاید از این قرار است: توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد. فروع دین عبارت است از نماز، روزه ... در اینجا باید اولًا بدانیم که این گونه تقسیم بندی نه در قرآن وارد شده و نه از ناحیه یکی از ائمه معصومین رسیده است. پس ببینیم مبنا و نظر کسانی که اینها را اصول و سایرین را فروع دانستهاند چیست.
نظر آنها به این جهت بوده که امور اعتقادی یعنی اموری که باید به آنها عقیده داشت و فروع دین یعنی اموری که باید به آنها عمل کرد.
مثلًا توحید و نبوت و امامت را باید به آنها عقیده داشت، به آنها عمل کرد معنی ندارد. اما نماز را باید خواند و روزه را باید گرفت.
حالا ببینیم آیا آنچه علمای قدیم به نام اصول عقاید گفتهاند میشود نام ایدئولوژی روی آنها گذاشت؟ نه.
هرچند در یک جهت ایندو با هم اشتراک دارند و آن ایمان است اما آنچه امروز آن را ایدئولوژی مینامند بر آن مبنا نیست.
مبنای ایدئولوژی امروزی عقاید عملی است، یعنی عقایدی است که باید جامه عمل بپوشد مثل عقیده و ایمان به عدالت و آزادی