یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠١ - جهان بینی اسلامی - جامعه
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٤٠١
هدف آن واحد به وجود آمده نیست، هر کدام تشخص و استقلالی تام از دیگران دارند.
یا شق سومی در کار است؛ نه مانند آب است که عناصر فردی با هم ترکیب میشوند و شخصیت و استقلال خود را بکلی از دست میدهند و «او» یعنی آب میشوند و خاصیت ذاتی اوّلی خود را از دست میدهند، و حتی نه مثل آن سلول واحد است که یک جریان طبیعی و یک سازمان طبیعی افراد را به عنوان اعضا میسازد، مانند چشم و گوش و بینی و قلب و طبعاً هر فردی با خصوصیت و وظیفه خاص خودش و با شکل لازم خودش و هنر لازم خودش آفریده میشود، یکی در متن طبیعت چشم جامعه و دیگری مغز و یا روح و سلسله اعصاب جامعه و دیگری ستون فقرات به وجود میآید و طبعاً تغییر شغل لایتخلف است. و نه مانند درختان یک باغ است که خود درختان در تکوین شخصیت دیگران نقشی ندارند، یعنی نه شخصیت افراد مضمحل شده و مرکبی با شخصیت جداگانه به وجود آمده است و نه یک روح حاکم بر مجموع درختان وجود دارد و به هر حال هر کدام صددرصد حسابی جداگانه دارند.
بلکه انسانها از نظر شخصیت جسمی و بدنی در حکم درختان یک باغ و گوسفندان یک گلهاند؛ همان قدر تحت تأثیر یکدیگر هستند که درختان در مجاورت یکدیگر به واسطه انتقال میکروبها و غیره و یا گوسفندان (در حد بیشتری).
مسأله جبر محیط:
ولی از لحاظ روحی و شخصیت انسانی، انسان سخت تحت تأثیر محیط و جامعه و تاریخ خودش است و تاریخ و جامعه بهطور جبری تا حدودی بر او حکومت میکند. از نظر جوّ روحی و انسانی، یعنی از نظر جوّ افکار و اندیشهها و عواطف و عادات و وابستگیها و دلبستگیها و گرایشها و جهت گیریها و کنشها و واکنشها تحت تأثیر محیط و تاریخ است، در عین حال نه به صورت جبر یعنی علت تامّه بلکه نیروی عقل و اراده به او نوعی قدرت قیام و اقدام علیه تاریخ و محیط داده است، به