یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦ - ارکان جهان بینی الهی و جهان بینی مادی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٣٨٦
جهان است (در نظام بسته علّی و معلولی)؟ گفتم: این سؤال غلط است. اگر خدا در جایی از جهان و به عنوان یک حلقه از حلقات علّی و معلولی باشد خدا نیست، بلکه باید پرسید: جهان در کجای خداست؟ گفت: بسیار خوب، جهان در کجای خداست؟ گفتم: جهان در مرتبه فعل خدا [است.] صحیح نیست گفته شود که شما در کجای فعلتان هستید، بلکه [باید] گفت: فعل شما در کجای شماست؟ که البته در مرتبه متأخر از ذات شماست.
ب. آیا اجزای جهان هر کدام هدف و غایت دارند و حرکتها و تلاشهای هر چیزی برای رسیدن به غایتی است؟ و به عبارت دیگر:
آیا اجزای جهان هدایت شده هستند؟ جواب از نظرجهان بینی الهی این است که بلی. این مطلب نیز مربوط است به جهان فی حد نفسه و میتوان گفت که دومی مربوط است به رابطه اجزای جهان با آیندههای خود.
ج. آیا اجزای جهان با یکدیگر پیوند و اتصال و ارتباط دارند و مجموعاً یک واحد را تشکیل میدهند یا نه؟ در اینجا سه نظریه است: نظریه ذیمقراطیسیها و مادیین قدیم که عالم از ذراتی غیرمرتبط و پراکنده و دارای حرکاتی غیرمنظم تشکیل شده، ارتباطها همه عَرَضی و ثانوی و تصادفی است، هر ذره برای خود تنهاست. نظریه دوم نظریه ارتباط مکانیکی و ماشینی عالم است که برخی الهیون مانند دکارت و اخیراً برخی مادیون به آن قائلند. بدیهی است که ماشین بودن و ماشین شدن عالم یا باید مبتنی بر اصل وحدت و خودیاری باشد و یا بر اصل قبول قوّهای مسلط بر ماده که اجزای جهان را به یکدیگر قهراً و قسراً مرتبط ساخته است، مثل اجزای یک ماشین. نظریه سوم این است که ارتباط اجزای عالم از سنخ ارتباط اعضای یک پیکر زنده است که روح واحد بر همه مسلط است و هماهنگی بیشتری حکمفرماست. (رجوع شود به بحث «وحدة اله العالم» در اسفار و به بحث اتصال تدبیر در کتب حدیث و به اصل تأثیر متقابل در کتب مادیین جدید.) جهان بینی الهی نوع سوم