یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١ - تعلیم و تربیت اسلامی - عامل زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٢٠١
اصلاح نژاد در گیاهان، حیوانات، انسانها پیشنهاد و یا عمل میشود نیز ناشی از شناخت طبیعت و فطرت واقعی است و مورد استفاده قراردادن همان قوانین. پس بشر قادر به تغییر اشیاء هست اما قادر به تغییر قانون طبیعت نیست، و تغییر خود اشیاء با استفاده از شناخت قوانین طبیعی صورت میگیرد. پس انسان، هم میتواند طبیعت را تغییر دهد و هم نمیتواند؛ میتواند با استفاده و استمداد از خود طبیعت یعنی با شناخت خود طبیعت و به کار گرفتن خود طبیعت، و اما نمیتواند تغییر دهد درصورتی که بخواهد بیاعتنا به قوانین فطرت و طبیعت باشد. و معلوم شد که تأثیر انسان در تکامل صنعتی یعنی در تکامل مصنوعات جمادی و ماشینی به یک گونه است و تأثیرش در تکامل موجودات زنده از قبیل گیاه و حیوان و انسان فردی و جامعه انسانی به گونهای دیگر است؛ در جمادات که خود به خود متکامل نیستند و یا تکامل خواسته انسان در آن مسیر نیست به یک نحو است و در جاندارها که خود در خط مسیر تکاملی قرار دارند به نحوی دیگر است. و معلوم شد بنابر آنچه ما گفتیم وظیفه تعلیم و تربیت نگهداری قالبها نیست، بلکه نگهداری مدار و راه است.
تعلیم و تربیت از آن جهت که تعلیمات ثابت دارد واقعاً راهنماست.
اینجا یک پرسشی پیش میآید و امروز یکی از دانشجویان آن را مطرح و من در روز گذشته آن موضوع در ذهنم آمده بود ولی درباره آن بحثی نکردم. اما چون امروز یک دانشجوی محترم آن را مطرح کرد و ممکن است در ذهن بعضی دیگر نیز این سؤال مطرح شود و نظر به اینکه جزء سؤالهای امروزی و روشنفکری محسوب میشود، من امشب مطرح میکنم و آن این است که نظریه ثبات اصول تعلیم و تربیت در آنچه مربوط به معیارهای انسانی فرد و معیارهای انسانی جامعه است مبتنی بر اصل فطری بودن یک سلسله اصول یعنی بر قبول فطرت و طبیعت ذاتی انسان بود و مبتنی بود بر اینکه ما جامعه را نه مانند یک شئ و قالبی بدانیم و نه یک ماشین بلکه مانند یک گیاه و یک درخت بدانیم که دارای طبیعت خاص به خود است،