درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١ - پاسخ ایراد دوم حاجی
باید گفت که فیض، اول به یک مرتبه میرسد و بعد به مرتبه بعد، نه اینکه این مرتبه علت است برای مرتبه بعد.
پاسخ ایراد دوم حاجی
ایشان بر برهان مرحوم آخوند اشکال کردند که اینکه ما نیاز به وضع و محاذات داریم برای این است که نیاز به قرب داریم. وقتی منفعل از فاعل، بعید باشد مانع و فاصله در کار است ولی وقتی با هم متحد هستند به طریق اولی قرب دارند.
جواب این است که مرحوم آخوند ضمن بیان خود یک عبارت نیم سطری آورده است که به نظر ما همین نیم سطر است که مورد توجه حاجی واقع نشده و درباره آن سخنی نگفته است و همین عبارت است که جواب اشکال دوم حاجی را میدهد. آن عبارت این است:«و الّا لتقدّمت المادة الشخصیة علی المادة» یعنی اگر بنا شود که طبیعت در خودش اثر بگذارد، هم فاعل باشد و هم منفعل، و به تعبیر دیگر از حیثی فاعل باشد و از حیثی منفعل، لازم میآید که خودش بر خودش تقدم داشته باشد.
دلیل مطلب این است که طبیعت از آن جهت که موجود در ماده است و تأثیر میکند فاعل است و از آن جهت که تأثیر میپذیرد منفعل است؛ یعنی در یک مرتبه دارد اثر میدهد و در مرتبه دیگر دارد اثر میگیرد. شیء در مرتبهای که اثر میدهد تقدم دارد بر شیء در مرتبهای که اثر میگیرد. این با اتحاد وجودی فاعل و منفعل سازگار نیست، یعنی اگر فاعل و منفعل متحدالوجود باشند لازم میآید شیء برخودش تقدم داشته باشد و تقدم شیء بر نفس پیش میآید و بنابراین ملاک «دور» در اینجا وجود دارد. اگر یک جسم بر جسم دیگری اثر بگذارد، این جسم از آن نظر که فاعل است بر آن جسم از آن نظر که منفعل است تقدم رتبی دارد و این مانعی ندارد چون دو موجودند. اما اگر جسم، خودش در خودش واقعاً فاعل باشد و موجِد بالاستقلال در خودش باشد لازم میآید خودش بر خودش تقدم داشته باشد.
بنابراین تکیه بیشتر مرحوم آخوند در این برهان بر مسئله لزوم تقدم شیء بر نفس است و این را حاجی جواب نداده است.
پس این برهان مرحوم آخوند را هم ما میتوانیم برهان تمامی بدانیم. ممکن است در بحثهای آینده، ما به این برهان عود کنیم چون این بحث که عرض از توابع وجود