درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨ - تصویر رابطه میان حرکات جوهری و عرضی
با روح است. همانطور که روح مقوم بدن است و به منزله صورت است برای بدن، طبیعت یا حرکت جوهری، مقوم حرکات عرضی است.
بعد میگوید:«کما أن الزمان شخص روحها الدهر». بحث زمان و به دنبال آن بحث دهر تفصیلًا خواهد آمد و ما در اینجا برای توضیح عبارت فوق مختصر توضیحی میدهیم.
مرحوم آخوند به تبع دیگران زمان را مقدار حرکت میداند. هر حرکتی دارای دو مقدار است. یکی همان امتدادی است که به حسب مسافت یا مافیه الحرکه پیدا میکند و دیگر، مقداری است که آن را «زمان» میگوییم.
قدما این زمان عمومی را که همه اشیاء را با آن مقایسه میکنیم مقدار حرکت فلک الافلاک میدانستند در حالی که مرحوم آخوند معتقد است که آن زمان عمومی مقدار حرکت جوهری است. به هر حال زمان مقدار حرکت است و حرکت- چه جوهری و چه عرضی- و همچنین زمان از مختصات طبیعت است.
حکما قائل به عالمی هستند که آن را عالم دهر یا ملکوت میگویند که ما عجالتاً آن را عالم ماورای طبیعت مینامیم [١]. نسبت موجودات ملکوتی با عالم مُلک نسبت دو موجود متباین نیست، بلکه طبیعت، تنزل عالم ملکوت و ظل عالم ملکوت است.
پس این نسبت مثل نسبتی است که شخص در همین دنیا با ظل و سایه خودش دارد و ظل، یک امر تبعی و نوعی انعکاس است. حکما برای عالم ملکوت و عالم طبیعت به چنین چیزی قائل هستند.
چرخ با این اختران، نغز و خوش و زیباستی | صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی | |