درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧ - تصویر رابطه میان حرکات جوهری و عرضی
حرفی نیست ولی این از بحث فعلی ما خارج است. بحث موضوع در اینجا تمام میشود.
حرکات جوهری توسطی و قطعی
در انتهای این قسمت مرحوم آخوند مطلبی را در مورد حرکت توسطی و حرکت قطعی بیان میکند. گفتیم که مرحوم آخوند هم قائل به حرکت توسطی است و هم قائل به حرکت قطعی است. به اعتبار حرکت قطعی، شیء در حال حرکت یک فرد زمانی متدرج الوجود از مافیه الحرکه دارد. این فرد، در زمان موجود است به این معنا که تمامش در تمام زمان موجود است. فردی است ممتد به امتداد زمان؛ اولش در اول زمان حرکت موجود است، وسطش در وسط زمان حرکت، و آخرش هم در آخر زمان حرکت، و بهطور کلی هر مرتبهاش در مرتبهای از زمان موجود است.
این، اعتبار حرکت قطعی است. اما به اعتبار توسطی، حرکت یک موجود بسیطی است که بتمامه در تمام مراتب زمان حرکت موجود است؛ بتمامه در ابتدای زمان حرکت موجود است و همینطور در وسط و انتهای زمان حرکت. وقتی که حرکت چنین دو اعتباری داشته باشد، در همه حرکتها چنین است و بنابراین در حرکت جوهری هم عیناً همینطور است. حرکت جوهری به اعتبار فرد قطعی زمانی خودش یک شیء متدرج الوجود در زمان و سیال به سیلان زمان است و به اعتبار فرد توسطی خودش یک موجود آنی الوجودی است که در جمیع مراتب زمان مستمر است.
تصویر رابطه میان حرکات جوهری و عرضی
در اینجا مرحوم آخوند مطلبی تحت عنوان «تفریعٌ» ذکر میکند [١] که بهتر بود این تفریع در بحث زمان مطرح میشد.
مرحوم آخوند میگوید:«فالحرکة بمنزلة شخص روحها الطبیعة». تعبیر ایشان این است که نسبت حرکت به طبیعت، نسبت بدن به روح است. حاجی توضیح دادهاند که مقصود از طبیعت در اینجا همان طبیعت سیال است و در این صورت مقصود از حرکت، حرکت غیر جوهری است. حرکت عرضی به منزله بدن است، و طبیعت سیال یعنی حرکت جوهری به منزله روح است. بنابراین نسبت حرکت عرضی با حرکت جوهری، نسبت بدن
[١]. اجمالًا یادم هست- ولی اخیراً مراجعه نکردهام- که این مطلب در تعلیقات شفا هم آمده است و شاید اصل آن از خود شفا باشد.