درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨ - دو نحو بقای موضوع
یکی از فصول در این باره بحث شد و خود مرحوم آخوند هم این مطلب را قبول کرد که حرکت نیازمند به موضوع یا به تعبیر دیگر «ما به الحرکه» است. در آنجا اگرچه مرحوم آخوند زیاد توضیح نداده بود ولی ما با چند ملاک یا در واقع چند برهان و به تعبیر دیگر از چند راه، مسئله ضرورت موضوع داشتن حرکت را بیان کردیم که دیگر تکرار نمیکنیم.
شکی نیست که امکان ندارد که حرکت واحد موضوعات متعدد و مختلف داشته باشد. اگر موضوع در حرکت، متعدد و مختلف شد، حرکت هم متعدد و مختلف است. محال است که مثلًا نیمی از مسافت را یک متحرک و نیم دیگر را متحرک دیگر طی کند ولی هر دو یک حرکت باشد. اگر متحرک دو تا شد، وحدت حرکت بهم میخورد و حرکت دو تا میشود. فصلهایی در آخر این مرحله خواهد آمد راجع به اینکه چه چیزهایی سبب تعدد حرکت میشوند و چه چیزهایی سبب تعدد حرکت نمیشوند و به عبارت دیگر چه چیزهایی مشخِّص حرکت هستند و چه چیزهایی مشخص حرکت نیستند. قدر مسلّم این است که اگر موضوع حرکت متعدد باشد حرکت واقعاً متعدد است و حرکت در وحدت و تعدد تابع موضوع خودش است.
دو نحو بقای موضوع
در اینجا مسئله دیگری مطرح است و آن این است که آیا علاوه بر اینکه هر حرکت واحد نیازمند به یک موضوع واحد است، موضوع واحد باید وجود استمراری داشته باشد یا مانعی ندارد که موضوع حرکت هم مثل خود حرکت، وجود ممتد متصل داشته باشد؟ در صورت اول (وجود استمراری موضوع) همین موضوعی که در این آن وجود دارد، در آنِ بعد و در آخر مدت حرکت هم عیناً باقی است ولی در صورت دوم (وجود اتصالی موضوع) همانطور که حرکت، یک حقیقت ممتد و دارای مراتب است و هر مرتبهای از حرکت در مرتبهای از مسافت قرار گرفته است، موضوع حرکت هم یک چنین وجود کشش داری دارد.
صرف اینکه ما بگوییم حرکت نیازمند به موضوع است، برای شیخ کافی نیست.
شیخ که میخواهد بر نفی حرکت در جوهر برهان اقامه کند تکیهاش روی این مطلب است که حرکت نیازمند به «موضوع باقی مستمر» است. از ابتدا تا انتهای هر حرکت، ما باید یک امر باقی مستمر داشته باشیم و مراتب حرکت، همه بر یک امر وارد شود.
پس در اینجا بنای سخن بر این است که اولًا حرکت نیازمند به موضوع است و ثانیاً