درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - فصل ٢٨
بحسب الخارج [١]، و أما ما به الخروج منها إلیه أولًا فهی نفس الطبیعة [٢]، و أما [٣] الشیء القابل للخروج فهی المادة، و أما المخرج فهو جوهر آخر ملکی أو فلکی [٤]، و أما قدر الخروج فهو الزمان؛ فإنّ ماهیته مقدار التجدد و الانقضاء، و لیس وجوده وجود أمر مغایر للحرکة علی قیاس الجسم التعلیمی بالنسبة إلی الجسم الطبیعی [٥] کما سیجیء من الفرق بینهما بالتعین الامتدادی و عدمه.
و أمّا رابعاً فقولک هذا إحداث مذهب لم یقل به حکیم کذب و ظلم؛ فأول حکیم قال فی کتابه العزیز هو اللَّه سبحانه و هو أصدق الحکماء حیث قال «وتری الجبال تحسبها جامدة و هی تمرّ مرّ السحاب» و قال «بل هم فی لبس [٦] من خلق جدید» و قوله اشاره الی
[١]. در برخی نسخ «لا بحسب الخارج» آمده که نادرست است و «لکن بحسب الخارج» صحیح است. آن مسلّم غلط است، چون امور انتزاعی اموری است که ظرف عروضشان ذهن است و ظرف اتصافشان خارج. «وجودها فی الذهن» یعنی وجود محمولیاش در ذهن است، و «بحسب الخارج» یعنی وجود رابطش در خارج است.
وقتی میگویند ظرف عروض امور انتزاعی ذهن است و ظرف اتصافشان خارج است مقصود از ظرف عروض، وجود محمولی است و مقصود از ظرف اتصاف، وجود رابط.
«ظرف عروضش ذهن است» یعنی وجود استقلالیاش فقط در ظرف ذهن است و «ظرف اتصافش خارج است» یعنی فقط به عنوان یک صفت در خارج وجود دارد به این نحو که موصوفش وجود دارد و آن امر انتزاعی و نسبی از آن انتزاع میشود.
[٢]. اینکه «ما به الخروج نفس طبیعت است» در حرکت جوهری که متجدد و مابه التجدد یکی است درست است اما اگر در غیر حرکت جوهری همین را بگوییم با آن حرفی که گفتیم «ما به الخروج مقوله است» منافات پیدا میکند.[٣]. مرحوم آخوند در اینجا به تناسب، مطالب دیگری را ذکر کرده است که از بحث فعلی خارج است.[٤]. مُخرج یا فاعل حتماً باید جوهر دیگری باشد. «جوهر ملَکی» یعنی جوهری از سنخ عقول، و «جوهر فلکی» یعنی جوهری از سنخ نفوس.[٥]. این مطلب خواهد آمد که حرکت و زمان دو وجود نیستند بلکه زمان مقدار حرکت است. نسبت حرکت و زمان نسبت امر مبهم و امر متعین است، یعنی همان نسبتی که میان جسم طبیعی و جسم تعلیمی هست که میگوییم در خارج یک وجود دارند. اگر شیء را مبهم اعتبار کنیم میشود جسم طبیعی، و اگر متعین اعتبار کنیم میشود جسم تعلیمی.[٦]. لَبس داریم و لُبس، و [از جهت معنایی و لفظی] هر دو از یک ریشه هستند. لَبْس یعنی اشتباه، لُبس یعنی پوشیدن. اینکه به «اشتباه» لَبس گفته میشود از این جهت است که خودش را در زیر جامهای پنهان میکند.