درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
یک نوع مجادله کردن است، یعنی اخذ کردن طرف به یک مطلبی است که او خودش قبول کرده است. چه لزومی دارد که ما کلمه «حدوث زمانی» را بیاوریم و حدوث زمانی را هم این طور تعریف کنیم که حدوث زمانی یعنی تقدم عدم شیء بر وجود شیء، تقدمی که آن متقدم با متأخر اجتماع در وجود ندارد، که بعد بیاییم مانند متکلمین به یک عدم موهوم و یک امتداد موهوم قائل شویم و بگوییم زمان که قبل از عالم وجود نداشته ولی ذهن یک امتداد موهومی را فرض میکند و این عالم مسبوق به این امتداد موهوم است، که بعد فلاسفه چندین ایراد به آن وارد کنند. اصلا مطلب را ما به شکل دیگری طرح میکنیم، میخواهید اسمش را حدوث زمانی بگذارید یا نگذارید، ما میگوییم بحث در این است که آیا زمان (گذشتهاش و آیندهاش، حالا بحث در گذشتهاش است) از نظر گذشته متناهی است یا نامتناهی؟ همین طور که از نظر مکان درباره عالم بحث میکنیم. عین همینها را نقض کرده، میگوید شما وقتی که میگویید عالم از نظر ابعاد متناهی است و قائل به تناهی ابعاد هستید، در ماوراء این ابعاد چه میگویید؟ آیا میگویید چون عالم متناهی است پس در ماوراء این ابعاد عدم عالم در مکان وجود دارد، که در این صورت باید بگویید یک مکانی باید باشد تا عدم عالم در مکان اعتبار بشود. عین همین حرف را شما در زمان بزنید. ما میگوییم حدوث زمانی به این معنا که این تعریف (سبق عدم الشیء علی وجود الشیء) صدق کند، درباره اجزاء عالم صادق است. سبق دارد عدم زید بر وجود زید سبقآ زمانیآ که لا یجتمع السابق مع اللاحق. این تعبیر و این تعریف ]از حدوث زمانی [درباره عالم صادق نیست که بگوییم عدمش بر وجودش مقدم است به همین نحو. ولی ما نزاع سر لفظ نداریم که لفظ «حدوث زمانی» صادق است یا صادق نیست، بحث ما بحث معنوی است که آیا عالم ازلی است یا ازلی نیست؟ آیا عالم ابتدا دارد یا ابتدا ندارد ولو اینکه درباره عالم این کلمه که «وجودش مسبوق است به عدمش» صدق نکند. شما چه دلیلی برای این مطلب دارید؟
بنابراین بیان غزالی یک بیان دیگر است ولی این حرفی که مرحوم آخوند میگوید، روی همان مبنای قبل از غزالی یعنی متکلمین دیگر است که آنها در حدوث زمانی عالم قائلاند به تقدم چیزی که آن چیز یک امتداد موهوم و یک عدم است (نه تقدم ذاتی بلکه تقدم غیر مجامع که مقدم با مؤخر در وجود مجامع نیست). شیخ هم همین عنوان (فی أنه لا یتقدم علی ذات الزمان و الحرکة شیء الّا الباری) را ]به این مبحث[ داده، ولی در زمان شیخ حرف غزالی اصلا مطرح نبوده. اینجا حق این است که کسی به مرحوم آخوند