درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
خودش. پس کمال تدریجی وجود دارد نه کمال غیر تدریجی یعنی کمالی که خودش از سنخ حرکت نباشد. مسأله بسیار مهمی است و ما اگر بتوانیم در محل خودش ثابت کنیم که هر حرکتی ضمن اینکه در مجموع خودش یک طلب و یک تکامل و کمال تدریجی است باید به یک کمال غیر تدریجی منتهی شود، ]به مطلب گرانبهایی دست یافتهایم. [اگر ما گفتیم که حرکت در مجموع خودش هم ـ یعنی به عنوان یک حرکت توسطیه ـ نیاز به یک کمال دارد که آن کمال باید ماوراء خودش باشد آنوقت قهرآ آن تعریف معروف ارسطویی ]صدق میکند[ که در باب حرکت گفته: «الحرکة کمالٌ اولُ لما بالقوة من حیث أنه بالقوة» (گفتیم تعریف حرکت توسطی است) حرکت در مجموعش یک کمال اول است و نیاز به یک کمال ثانی دارد، به همان معنایی که در گذشته گفتیم. اگر این را بگوییم، ما به یک نتیجه بسیار بسیار عالی میرسیم؛ یعنی اگر ما قائل به حرکت جوهریه شدیم عالم از نظر غایت هم به یک ماوراء میرسد یعنی امکان ندارد که طبیعت در مجموع خودش یک طلب باشد و یک مطلوب نداشته باشد، یعنی طبیعت در عین اینکه حرکت جوهریه دارد و کمال تدریجی دارد، در مجموع خودش حتمآ باید کمالی را جستجو کند که آن کمال، دیگر از سنخ حرکت نیست. آن وقت معنایش این میشود که طبیعت در تکامل خودش میرسد به امر ماوراء طبیعی، چنان که میگوییم نفس انسان جسمانیةالحدوث و روحانیةالبقاء است؛ یعنی این حرکت ]جوهری[ میرسد به مرحله تجرد، آنگاه دیگر مرحله تکامل نیست، مرحله کمال است. گویی طبیعت در دامن خودش گوهرهایی غیر مادی را پرورش میدهد، یعنی نهایت حرکت طبیعت همیشه غیر ماده است. این بحث، بحث بسیار خوبی است. در کتب فلسفه ما مسأله به این صورتی که عرض کردم مطرح نیست. گاهی در حواشی و کلمات آقای طباطبایی این نتیجهگیری شده است که بنابراین باید طبیعت به یک امر ماوراء خودش منتهی شود، و شاید در گوشه و کنارهای کلمات مرحوم آخوند هم باشد. ولی این بحث تکامل را ما باید یک وقتی مستقلا طرح کنیم و خیلی بیشتر و مشروحتر بحث کنیم.
به هر حال این را ما به مناسبت حرف شیخ در اینجا گفتیم. شیخ گفته است هر مرتبهای از حرکت غایت است برای مرتبه قبلی. گفتیم این سخن به دو دلیل درست نیست. یک دلیل، دلیلی است که حاجی اینجا ذکر کرده و دلیل دیگر اینکه خود شیخ در غیر حرکت به این سخن قائل نیست. ولی چون نظر شیخ خیلی مشخص بوده حاجی میگوید مقصود شیخ غایت بالعرض است نه غایت بالذات، و الّا از مثل شیخ این حرف