درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤ - ادوم و اتم و اشرف بودن حرکت وضعی دوری
میفرمایند که این خود دلیل است بر اینکه به عدد حرکات عالم زمان وجود دارد، از تقریر آنها استنباط نمیشود، از تقریری که ما کردیم استنباط میشود؛ یعنی ایشان تقریری را که در ذهن خودشان بوده است و خودشان به آن تقریر معتقد بودهاند در نظر گرفتهاند و بعد چنین گفتهاند در صورتی که آن تقریر غیر از تقریر کتاب است و غیر از تقریری است که دیگران در جای دیگر کردهاند و در شرح هدایه، شفا، کتابهای میرداماد و کتابهای دیگر وجود دارد.
البته بعد خواهیم گفت که خود مرحوم آخوند خلاف این حرف را میزند. در یکی از براهین حرکت جوهریه، گفتیم مرحوم آخوند از راه زمان وارد شده[١] . در آنجا با مقدماتی که ذکر میکند همین حرف اینجا را رد میکند و میگوید این چه حرف بیمعنایی است! مگر معنی زمانی بودن اشیاء این است که زمان در بیرون وجود اشیاء وجود دارد؟! اگر مثلا این درخت زمانی است معنایش این است که زمانی در بیرون این درخت وجود دارد و ما یک حرکت فلک داریم که مقداری دارد و آنوقت سکون و حرکت این درخت با مقدار آن حرکت منطبق میشود؛ زمان به هر حال بیرون از وجود اشیاء است! میگوید چنین نیست. اصلا آن را خود ایشان یک برهان گرفته است بر اینکه زمان بیرون از وجود اشیاء نیست.
در کلمات مرحوم آخوند، مخصوصآ کتاب اسفار کتابی است که تا انسان به همه مطالب مرحوم آخوند در همه این کتاب تسلط نداشته باشد همه مقاصد خود ایشان را متوجه نمیشود و این مسألهای که ایشان گفتهاند آقای طباطبایی خودشان بیش از هر کس توجه دارند به این مطلب که مرحوم آخوند زمان را در همه اشیاء میداند. مسألهای که ایشان اینجا میگویند مطابق همان مبنای خود مرحوم آخوند است و ایشان هم خوب میدانند که مبنای اصلی مرحوم آخوند همین است که به عدد حرکات زمان وجود دارد. ولی آخوند در هر جا یک آدم است و یک جور حرف میزند نه از روی غفلت، بلکه خیلی وقتها مطالبی را که تقریر میکند نه مطابق مبنای خودش بلکه مطابق مبنای قوم تقریر میکند.
حاشیهای که آقای طباطبایی در اینجا دارند با مبنای مرحوم آخوند و مبنای خود ایشان و مبنای درست تطبیق میکند اما بحث ما یک وقت این است که ]این مطلب [حرف درستی است و یک وقت این است که در اینجا عجالتآ مرحوم آخوند چه گفته. آنچه
[١] . در اواخر جلد سوم [چاپ سنگی] يعنی اواخر سفر الهيات بالمعنیالاخص.