درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧ - دو نوع ترکیب کل از اجزاء
یکدیگرند و این، فرق این کل با همه کلهای دیگری است که ما در عالم داریم. آنچه سبب اشتباه میشود غفلت از این مطلب است که این کل با همه کلهای دیگر- چه کلهای حقیقی و چه کلهای اعتباری- که در عالم داریم و اجزاء آنها در عرض یکدیگر قرار دارند تفاوت دارد. مثلًا در یک کل اعتباری مثل نماز اجزاء مثل تکبیر، قرائت، رکوع و سجود و تسلیم در عرض یکدیگر قرار دارند. در اینجا دخالت اجزاء در کل مانند یکدیگر است. وجود تکبیر در وجود کل (نماز) و عدمش در عدم کل همان اندازه دخالت دارد که وجود یا عدم تسلیم دخالت دارد. در مرکبات حقیقی مثل مرکبات طبیعی و شیمیایی آنجا که اجزاء طبیعت با یکدیگر ترکیب میشوند و از ترکیب اینها یک کل به وجود میآید باز مطلب از همین قرار است.
البته ممکن است عناصر به نسبتهای مختلف در کل وجود داشته باشند و مثلًا یکی پنجاه درصدِ کل را تشکیل دهد و دیگری بیست درصد آن را، ولی از نظر دخالت در وجود کل که اگر هر کدام نباشد کل منتفی میشود با یکدیگر متساوی هستند. چون اجزاء در عرض یکدیگر هستند هر جزئی در وجود خودش مستقل از جزء دیگر است و به دیگری احتیاج ندارد ولی کل به هر دو محتاج است. این در جایی است که اجزاء در عرض یکدیگرند.
ولی گاهی اجزاء در طول یکدیگر هستند یعنی رابطه دو جزء با یکدیگر رابطه ناقص با کامل است که ناقص در عین اینکه به یک اعتبار وجودی جدای از وجود کامل دارد به نحو دیگر در کامل موجود است و چنین نیست که چیزی در کنار کامل آمده است: «چون که صد آمد نود هم پیش ماست». در مسئله ماده و صورت این طور نیست که ماده خودش چیزی است و صورت هم یک وجود مغایر و مباینی است که بعد به این ماده ملحق میشود و این دو وجود مباین، با یکدیگر ترکیب میشوند همانطور که در طبیعت دو عنصر با یکدیگر ترکیب میشوند، بلکه صورت همان ماده است ولی در مرحله عالیه، و نسبت ماده و صورت نسبت قوه و فعلیت است. لهذا وقتی صورتی ملحق به ماده میشود میگوییم ماده در این «صورت» بالفعل شده است. به همین دلیل است که ترکیب ماده و صورت، ترکیب انضمامی نیست [١].
(١). این بحث که آیا ترکیب ماده و صورت، ترکیب انضمامی است یا اتحادی، در فلسفههای پیشین مثل فلسفه بوعلی و تا زمان سید صدرالدین دشتکی و جلال الدین دوانی اصلًا مطرح نبوده، و مثل خیلی از مسائل تدریجاً مطرح شده است. بعدها که