درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - اثبات حرکت وضعی دائمی
اثبات حرکت وضعی دائمی
در اینجا باید مقدمهای ذکر شود و آن این است که سکون به نوبه خود نیازمند زمان است. در گذشته گفتیم و در آینده هم خواهیم گفت که فرق است میان ثبات و سکون؛ مسئله ثابت و متغیر غیر از مسئله ساکن و متحرک است. شیء ثابت یعنی شیئی که نحوه وجودش وجود جمعی و بالفعل است و هیچ جنبه بالقوه و امکان تغییر در آن نیست، که بر مجردات منطبق میشود. شیء ساکن یعنی شیئی که امکان حرکت برای آن هست ولی حرکت نمیکند. حرکت از شیء ثابت به نحو «سلب تحصیلی» نفی میشود در حالی که سکون برای شیء ساکن به نحو «عدم ملکه» ثابت است و عدم الحرکه به نحو «عدم عدولی» بر آن حمل میشود. از این جهت است که شیء ساکن مانند شیء متحرک زمان دارد ولی شیء ثابت زمان ندارد.
مرحوم آخوند میگوید شیئی که در مکان حرکت میکند همین قدر که حرکتش مستدیر نباشد منتهی به سکون میشود ولو به مقدار «آنٌ مّا» [١] و گفتیم که سکون هم مانند حرکت به زمان نیاز دارد.
حال با توجه به اینکه در همه حرکات اعم از مستقیم، منعطف و راجعه نحوهای از سکون وجود دارد این سؤال مطرح میشود که زمان یک شیء چیست؟ در مورد شیء مادامی که در حال حرکت است ممکن است بگویید زمان آن، مقدار حرکت خودش است. اما وقتی شیء ساکن میشود یا ساکن است زمان آن چیست؟ به تعبیر مرحوم آخوند در اینجا زمان نیازمند حرکتی است که حافظ آن باشد. پس باید همیشه چیزی در عالم وجود داشته باشد که آن، مقدار زمان همه امور زمانی اعم ازمتحرکها و ساکنها باشد و آن جز حرکت وضعی دائمی (حرکت فلک) چیز دیگری نیست. معنای حرف مرحوم آخوند در اینجا این است که اگر حرکت وضعی مستدیر دائمی در عالم نداشته باشیم، لازم میآید زمان لااقل برای اشیاء ساکن معنی نداشته باشد و حال آنکه اشیاء ساکن هم زمان دارند.
همانطور که آقای طباطبایی در بعضی از حواشی خود بر یکی از فصول آینده گفتهاند این مطلب با مبنای خود مرحوم آخوند جور در نمیآید چون این حرف همان نظر قدمایی مثل شیخ است که معتقدند زمان از حرکت وضعی فلک انتزاع میشود. خود مرحوم آخوند بارها تصریح میکند که زمان از حرکت جوهری طبیعت انتزاع میشود نه از
[١]. [مراد از «آن» در اینجا لحظه است نه «آن» به معنای حد زمان.]