درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧ - حرکت جوهری در آیات قرآن
یک مطلب باشد و جزء دیگری از آن، ناظر به مطلب دیگری باشد؛ به تعبیر دیگر وحدت سیاق در آیات قرآن یک امر قاطعی نیست. مصداق روشن آن آیه شریفه «انّما یرید اللَّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا» [١] است که در ذیل آیات نساء النبی آمده است. این آیه مسلّماً در مورد «نساء النبی» نیست چون ضمیر از «کنّ» به «کم» تبدیل شده است علاوه بر اینکه روایات زیادی در شأن نزول این آیه آمده است.
ثانیاً آیات دیگری که راجع به وضعیت کوهها در هنگام قیامت آمده است به این شکل نیست که تو خیال میکنی که کوهها جامد است ولی در واقع مسیر است، مانند این آیات:«و سیرت الجبال فکانت سراباً» [٢]، «یوم یکون الناس کالفراش المبثوث. و تکون الجبال کالعهن المنفوش» [٣]، بلکه آنچه از آیات قیامت میفهمیم وضع پراکنده کوهها در قیامت است. ثالثاً در ذیل آیه میفرماید:«صنع اللَّه الذی أتقن کل شیء» صنع الهی را ببینید که چطور همه چیز را متقن کرده است. تناسب ندارد که وقتی که کوهها تبدیل به گرد و غبار شده است سخن از اتقان صنع الهی شود. پس معلوم میشود که آیه به مرحله آبادی مربوط است نه به مرحله خرابی.
از جمله آیات دیگری که برای حرکت جوهری مورد استناد قرار گرفته است آیاتی از قبیل «ألا الی اللَّه تصیر الامور» [٤] و «الی ربک منتهیها» [٥] و امثال آن است، اگر این آیات را حمل بر مجاز نکنیم و البته مادام که حقیقت [و حمل بر معنای ظاهری] ممکن است دلیلی وجود ندارد که آنها را حمل بر مجاز کنیم.
معمولًا از باب اینکه نمیتوانند تصور کنند که اشیاء به حقیقت و بدون هیچ شائبه مجازی به سوی مبدأ خودشان در حرکت هستند، آن را حمل بر معنایی مجازی میکنند و میگویند مقصود معنای دیگری است. مثلًا در مورد اینکه قرآن میفرماید:
«و أنّ الی ربّک المنتهی» [٦] (به سوی پروردگار، نهایتِ همه چیز است) میگویند چون «به سوی پروردگار» معنی ندارد، مقصود «به سوی عدالت پروردگار» یا «به سوی حساب پروردگار»
[١]. احزاب/ ٣٣.
[٢]. نبأ/ ٢٠.[٣]. قارعه/ ٤ و ٥.[٤]. شوری/ ٥٣.[٥]. نازعات/ ٤٤.[٦]. نجم/ ٤٢.