درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - حرکت جوهری در آیات قرآن
خارج میشود و هم جسم در أین و در تأین خودش از قوه به فعل خارج میشود ولی اینها دو چیز نیست. أین، وجود مستقل از جسم ندارد؛ وجود أین عین وجودش برای جسم است. پس چه اینطور تعبیر کنیم که جسم است که از قوه به فعل خارج میشود و چه اینطور تعبیر کنیم که خود آن مقوله است که از قوه به فعل خارج میشود، هر دو صحیح است و در واقع یک امر را دو گونه اعتبار کردهایم.
بنابراین اگر مرحوم آخوند از این جهت «ما به التجدد» را به دو معنا به کار برده باشد در واقع اختلافی در اینجا نیست.
بعد مرحوم آخوند تعبیر دیگری دارد که آن تعبیر شاید با این هم سازگار نباشد و مقداری مسامحه در بر داشته باشد که هنگام تطبیق عرض میکنیم. در اینجا بحث «ثالثاً» تمام شد و اثبات گردید که اصلًا حرکت یک امر نسبی و انتزاعی است.
حرکت جوهری در آیات قرآن
اما رابعاً یا وجه چهارم در نفی استبعاد از حرکت جوهری. مرحوم آخوند میگوید این سخن شما که قول به حرکت جوهری قولی است که «لم یقل به احد من الحکماء» کذب و ظلم است زیرا خدای کریم که «اصدق الحکماء» است در قرآن این مطلب را گفته است. بعد ایشان چند آیه از آیات قرآن را طبق برداشت خودشان به دنبال هم ذکر میکنند، از جمله آیه معروفی که در ذیل آیات مربوط به قیامت آمده است. البتهایشان در اینجا آیات را تفسیر نمیکنند، یعنی نحوه برداشت خودشان را ذکر نمیکنند. آیه شریفه این است:«وتری الجبال تحسبها جامدة و هی تمرّ مرّ السحاب» این کوهها را تو جامد و ساکن میبینی و حال آنکه مثل ابرها در حرکتند. (ایشان «جامد» را به معنای ساکن گرفته است و با توجه به قرینه بعدی ظاهر هم همین است). در ادامه میفرماید:«صنع اللَّه الذی أتقن کلّ شیء» [١] یعنی صنع الهی را ببینید که هر چیزی را متقن کرده است. این آیه به دلیل اینکه ذیل آیات قیامت آمده است معمولًا مفسرین آن را در مورد قیامت تفسیر کردهاند. مرحوم آخوند به بعضی از قرائن میتواند بگوید- و ظاهراً گفته است- [که این آیه شریفه در مورد کوهها در این دنیاست.] اولًا ما در مورد قرآن چنین اصلی نداریم که اگر آیهای ذیل آیه دیگری آمده باشد، حتماً دلیل بر این است که از نظر مضمون هم به آن آیات مرتبط است و در روایات هم تصریح به این مطلب شده است. ممکن است جزئی از یک آیه ناظر به
[١]. نمل/ ٨٨.