درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٣ - روابط میان انواع
یک خلأ پیدا میشود، آناًمّا آب معدوم میشود و بخار به جای آن میآید. وقتی صورت آبی تدریجاً به صورت بخاری متبدل میشود یک حالت متوسط پیدا میشود یعنی یک حالت نه آب و نه بخار در این بین وجود دارد.
ایشان میگوید در این موارد، این ذهن ابتدایی است که خیال میکند که آب تا آخر آب بود و بعد یکدفعه معدوم شد و یکدفعه بخار به وجود آمد؛ نه، آب ابتدا به درجات متوسطی تبدیل میشود و بعد تدریجاً آن درجات متوسط تبدیل به بخار میشوند. پس در واقع صور آب و بخار دو صورت واحد متصل به یکدیگر هستند یعنی یک شیء است که تدریجاً متبدل به آن شیء شده است نه اینکه یکی معدوم شده و دیگری به جای آن آمده است.
روابط میان انواع
بعد ایشان یک حرف عجیبی میزند که شاید قائلین به نظریه «تبدل انواع» بتوانند به آن استدلال کنند. نه ایشان و نه دیگران تبدل انواع را به صورتی که امروز مطرح است که نوعی به نوع دیگر متبدل میشود، طرح نکردهاند ولی مطلبی در مورد روابط انواع به صورت دیگری طرح شده است.
در میان قدما دو نفر که معاصر یکدیگر هستند این مسئله را مطرح کردهاند [١].
یکی ابن مُسکوِیه رازی است در کتاب طهارة الاعراق که مفصل هم بحث کرده است.
در آخر بحث «جواهر و اعراض» اسفار فصلی آمده است که این فصل با تغییرٌ مّا- که آن تغییرٌ مّا مربوط به مبانی مرحوم آخوند است- عین مطلبی است که ابن مسکویه آورده است. [ابن مسکویه] بدون اینکه بحثی از تبدل انواع به میان آورده باشد در مورد روابط انواع همین قدر میگوید که اگر ما انواع را کنار یکدیگر بگذاریم میان آنها خلئی وجود ندارد. جماد همینطور مراتب را طی کرده تا به مرحله نزدیک به نبات رسیده است. نباتها همه در یک مرتبه نیستند، نبات نزدیک به افق جماد داریم، نبات یک درجه بالاتر به طرف حیوان، تا میرسد به نباتی که نزدیک به افق حیوان است. حیوانها هم همین طورند، از حیوان نزدیک به افق نبات داریم تا حیوانی که نزدیک به افق انسان است و ظاهراً او هم مثال به میمون میزند. در آنجا سخنی از تبدل انواع به میان نیامده است.
[١]. [استاد فراموش کردهاند که نام نفر دوم را ذکر کنند.]