تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٩٩ -           ذکر يحيي معاذ رازي قدس الله روحه العزيز
و گفت : دو مصيبت است بنده را ، که اولين و آخرين سخت تر از آن نشنوده اند ، و آن وقت مرگ بود . گفتند : آن کدام بود ؟ گفت : يکي آنکه مالي جمع کرده است از او بستانند ؛ دوم آنکه از يک يک چيز - از مال او -پرسند .
و گفت : دينار و درم کژدم است . دست بدان مکن تا افسون آن نياموزي و اگر نه زهر آن تو را هلاک کند . گفتند : افسون او چيست ؟ گفت : آنکه دخل او از حلال بود و خرج او به حق بود .
و گفت : طلب دنيا عاقل را نيکوتر از ترک آوردن دنيا جاهل وار .
و گفت : اي خداوندان علم و اعتقاد !قصرهاتان قيصري است و خانه هاتان کسروي است و عمارتهاتان شدادي است و کبرتان عادي است . اين همه تان هيچ احمدي نيست .
و گفت : جوينده اين جهان هميشه در ذل معصيت است ، و جوينده اين جهان هميشه در عز طاعت است ، و جوينده حق هميشه در روح و راحت است .
و گفت : صوف پوشيدن دکاني است و سخن گفتن در زهد پيش او است ، و خداوند نافله عرضه کننده است . اين همه نشانه ها است .
و گفت : هرکه در توکل طعن کند در ايمان طعن کرده است .
و گفت : تکبر کردن بر آنکس که بر تو به مال تکبر کند تواضع بود .
و گفت : از پايگاه افتادن مردان آن باشد که در خويشتن به غلط افتند .
و گفت : مريد را از سه چيز گريز نيست . خانه اي که در آنجا متواري بود ؛ و کفايتي که بدان توان زيستن ؛ و عملي که بدان حرفتي تواند کرد . و خانه او خلوت است ، و کفايت او توکل است ، و حرفت او عبادت است .
و گفت : چون مريد مبتلا گردد به بسيار خوردن ، ملايکه بر او بگريند . و هرکه را به حرص برخوردن مبتلا کردند زود بود که به آتش شهوت سوخته گردد.
و گفت : در تن فرزند آدم هزار عضو است . جمله از شر و آن همه در دست شيطان است . چون مريد را گرسنه بود ، نفس را رياضت دهد ، آن جمله اعضا خشک شود و به آتش گرسنگي جمله سوخته گردد .