تذکره الاولياء - عطار، محمد بن ابراهیم - الصفحة ٢٩٧ -           ذکر يحيي معاذ رازي قدس الله روحه العزيز
و گفت : با مردمان سخن اندک گوييد و با خداي سخن بسيار گوييد .
و گفت : چون عارف با خداي دست از ادب بدارد هلاک شود با هلاک شدگان .
و گفت : هرکه را توانايي به خداي بود هميشه توانگر است و هرکه را توانگري به کسب خويش بود هميشه فقير بود . به اول مجذوبان را مي خواهد و به آخر مجاهدان را ، چنانکه گفت خداي را در سرا نعمت فضل است و در ضرا نعمت تطهير . تو اگر بنده باشي در سرا باش.
و گفت : عجب دارم از آن موحدان در دوزخ زبانه زن که چگونه مي سوزد آتش از صدق توحيد او .
و گفت : سبحان آن خدايي که بنده گناه مي کند و حق شرم از او دارد .
و گفت : گناهي که تو را محتاج گرداند بدو ، دوست تر دارم از عملي که بدو نازند .
و گفت : هرکه خداي را دوست دارد نفس را دشمن دارد .
و گفت : ولي مرائي و منافقي نکند و چنين کس را دوست کم بود .
و گفت : بد دوستي باشد که تو را حاجت آيد چيزي از او پرسيدن ، يا او را گفتن مرا به دعا ياد دار يا در زندگاني که با او کني حاجت آيد مدارا کردن ، يآ حاجت آيد به عذر خواستن از وي در زلتي که از تو ظاهر شود .
و گفت : نصيب مومن از تو سه چيز بايد که بود . يکي آنکه اگر منفعتي نتواني رسانيد مضرتي نرساني ؛ و اگر شادش نتواني گردانيد باري اندوهگن نکني ؛ و اگر مدحش نگويي باري نکوهش نکني .
و گفت : هيچ حماقت بيش از آن نيست که تخم آتش مي اندازد و بهشت طمع مي دارد .
و گفت : يکي گناه بعد از توبه زشت تر بود از هفتاد گناه پيش از توبه .
و گفت : گناه مومن که ميان بيم و اميد بود چون روباهي بود ميان دو شير .
و گفت : بسنده است شما را از داروها ترک گناه .
و گفت : عجب دارم از کسي که پرهيز کند از طعام از بيم بيماري . پس چرا پرهيز نکند از گناه از بيم عقوبت .