روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٩ - ترجمه
است،و نكو گفته است-شعر:
زمانه پندى آزادهوار [١]داد مرا
زمانه را چو نكو بنگرى همه پند است
زبان ببند مرا گفت و چشم دل بگشاى
كه را زبان نه به بند است پاى با بند [٢]است
بدان كسى كه فزون از تو،آرزو چه كنى
بدان نگر كه به حال تو آرزومند است
ابو رافع گفت،سبب نزول آيت آن بود كه:رسول-عليه السّلام-مرا به نزديك جهودى فرستاد و از او قرضى خواست،گفت:جز به رهن [٣]ندهم.رسول را -عليه السّلام-سخت آمد،خداى تعالى به تسليت رسول اين آيت فرستاد.و يعقوب خواند:زهرة اَلْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا ،به فتح«ها»،و باقى قرّاء به سكون«ها»،و هما لغتان مثل:جهرة و جهرة،و نهر و نهر،و شعر و شعر. لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ ،تا ايشان را در آن امتحان و اختبار كنيم،و ضمير راجع باشد با«ما». وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقىٰ ،و روزى خداى تو،يعنى روزى كه خداى داد تو را بهتر است و باقىتر.
وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاٰةِ ،و اهلت را نماز فرماى،يعنى اهل البيت و زيردستانت را و قوم و امّتت را. وَ اصْطَبِرْ عَلَيْهٰا ،و تو برآن صبر كن،يعنى بر نماز و [٤]مداومت و اقامت آن به اوقات و شرايطش. لاٰ نَسْئَلُكَ رِزْقاً ،ما از تو روزى نمىخواهيم،تو را روزى ما دهيم. وَ الْعٰاقِبَةُ لِلتَّقْوىٰ ،عاقبت پرهيزگاران [٥]راست كه مآل آن با ثواب بود.
وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ يَأْتِينٰا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ ،گفتند اين كافران: لَوْ لاٰ ،اى هلا،چرا آيتى به ما نيارد محمّد آيتى و معجزهاى از خدايش. أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ ،نيامد به ايشان بيّنت و بيان و آيات و آنچه در كتابهاى اوّل است؟در معنى او دو قول گفتند،يكى آنكه:ايشان مىگويند چرا آيتى و معجزهاى نيارد [٦]،اين نه آيت و معجزهاى باشد كه من خبر دهم [٧]از آنچه در كتب اوايل است از تورات و انجيل و صحف آن ناديده و ناخوانده و ناشنيده و اخبارى كه چون بنگرند مخبر مطابق خبر بود در اين كتابها اين نه آيت باشد؟و قولى دگر آن است كه: أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ ،نه به ايشان[آمد] [٨]آيات و بيّنات كتب اوايل،و
[١] .آج،لب:آزاد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:در بند.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+قرض.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+بر.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:پرهيزگارى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بنيارد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+ايشان را.
[٨] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها،افزوده شد.