روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤١ - ترجمه
خداى تعالى ايشان را هلاك كرد و آن چاه [١]معطّل ماند و آن كوشك بنا كرده.
«واو»عطف است،و جرّ«بئر»و«قصر»،بر عطف است على«قرية».
آنگه گفت: أَ فَلَمْ [٢]يَسِيرُوا [٣]،[٥٤-پ]اين كافران در زمين سير نمىكنند و نمىروند! فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهٰا ،تا ايشان را دلها [٤]بود كه به آن بدانند، يعنى نمىروند تا به دلهاى دانا احوال امم سلف [٥]بدانند،و به گوشهاى شنونده اخبار ايشان [٦]بشنوند! فَإِنَّهٰا لاٰ تَعْمَى الْأَبْصٰارُ ،كه ايشان را چشم سر كور [٧]نشده است،و لكن دلهاى ايشان كور شده است كه در سينهها دارند،يعنى اگر حال [٨]گذشتگان و آثار ايشان نمىبينند،[نه] [٩]از كور چشمى است،چه چشمهاى ايشان بر حقيقت درست است،انّما [١٠]چشم دل كور دارند،و اين كنايت است از جهل و قلّت نظر و انديشه.و قوله: فِي الصُّدُورِ ،با آنكه دل جز در سينه نباشد براى تأكيد گفت، چنان كه گفت: يَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِهِمْ [١١]...،و قول جز به دهن نباشد.و گفتند:براى آن گفت كه لفظ قلب و قول محتمل است معانى را،يقال:قلب الانسان و قلب النّخل لجمّاره [١٢]و قلب الشّتاء لصميمه،و كذلك القول يكون باللّسان و بالاشارة و الكناية على وجه التّوسّع.
وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذٰابِ ،آيت در نضربن الحارث آمد و مشركانى كه تعجيل مىكردند به عذاب و مىگفتند:اگر اين كه مىگويى درست [١٣]است،بگو تا خداى تو ما را عذابى كند،فمن ذلك قوله: فَأَمْطِرْ عَلَيْنٰا حِجٰارَةً مِنَ السَّمٰاءِ أَوِ ائْتِنٰا بِعَذٰابٍ أَلِيمٍ [١٤]،خداى تعالى گفت:من وعده كردهام [١٥]به عذاب ايشان،و وعدۀ من خلاف نباشد.خداى تعالى اين وعده روز بدر انجاز كرد و ايشان به تيغ اميرالمؤمنين
[١] .آب،آج،لب،آز،مش:جايگاه.
[٢] .اساس و همۀ نسخه بدلها:ا و لم،به قياس با ضبط قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+في الارض.،
[٤] .آب،آز،مش:دلهايى.
[٦] [٥] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٧] .آج،لب:حوال.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:احوال.
[٩] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٠] .آج،لب:الّا كه.
[١١] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ١٦٧.
[١٢] .چاپ شعرانى(١٠٤/٨)النّخله لبّها.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:راست.
[١٤] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٣٢.
[١٥] .آج،لب:وعده كردم.