روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٩ - ترجمه
[١] برابرنهاده در صدر،و زير او كهتر از او نهاده،و فرود از او كهتر از او نهاده،و همچنين بر نسق هرچه فروتر بود كهتر بود.و تبرى به دست داشت،در آمد و همه را خورد بشكست و بر سبيل تهكّم و استهزا مىگفت:... أَ لاٰ تَأْكُلُونَ [٢]،طعام نمىخورى! مٰا لَكُمْ [٣]لاٰ تَنْطِقُونَ [٤]،چه بوده است شما را كه سخن نمىگويى! چون همه را خورد [٥]بشكسته بود جز آن [٦]بت مهترين [٧]،تبر ببرد و بر دوش آن بت مهترين نهاد و برفت،فذلك [٨]قوله: فَجَعَلَهُمْ جُذٰاذاً إِلاّٰ كَبِيراً لَهُمْ ،در كلام حذفى و اختصارى هست،و تقدير آن است كه:فانصرف و دخل على اصنامهم فجعلهم جذاذا.كسائى تنها خواند:جذاذا به كسر«جيم»جمع جذيذ،كطويل و طوال و كريم و كرام،[جز] [٩]كه اين فعيل به معنى مفعول باشد،يعنى مجذوذ [١٠]،مكسور مقطّع [١١]،من الجذّ.و الجذّ،القطع،و منه قوله: عَطٰاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ [١٢]اى غير مقطوع.
و الجذّ و الحذّ [١٣]و الجزّ [١٤]و الحزّ [١٥]و الخدّ و الخذّ كلّها نظاير بمعنى القطع.و باقى قرّاء خواندند:جذاذا،على وزن فعال،كرفات و حطام،و اين بنا مختص باشد به اين معنى. إِلاّٰ كَبِيراً لَهُمْ ،نصب او بر استثناى موجب است. لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ ،دو قول گفتند،يكى آنكه:يرجعون الى ابراهيم،اميد آن را كه ايشان بازآيند و آن احوال بينند و باشد كه ايشان را انتباهى بود از آنچه او ساخته بود كه گويد:[...
فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كٰانُوا يَنْطِقُونَ ] [١٦].و قولى ديگر آن است كه:يرجعون اليه،اى من دينهم الى دينه،اميد آن را كه [١٧]باشد كه ايشان از دين خود رجوع كنند و با دين او شوند.
قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا ،در كلام محذوفى است،و آن آن است كه:فلمّا [١٨]
[١] .آط،بربرا،آج:بر برابر،لب:برابر بر.
[٢] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٩١ و سورۀ ذاريات(٥١)آيۀ ٢٧.
[٣] .آط:و ما.
[٤] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٩٢.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز:خرد.
[٦] .آب،آز:از.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:و ذلك.
[٩] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٠] .آب،آج+و.
[١١] .مش:منقطع.
[١٢] .سورۀ هود(١١)آيۀ ١٠٨.
[١٣] .آط،آج:و الجز.
[١٤] .آط:و الحذ،آج:و الجذ.
[١٥] .آط:و الجذ،آز:و الجد،آج:و الجز.
[١٦] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط،از قرآن مجيد افزوده شد.
[١٧] .آب+آن را.
[١٨] .آج،لب:فلا.