روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢١ - ترجمه
وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلٰهٌ مِنْ دُونِهِ ،آنگه بر سبيل تهديد گفت:هركس كه گويد [١]از فرشتگان كه من خدايم بيرون [٢]خداى. فَذٰلِكَ ،آن را،يعنى آن گوينده را كه اين دعوى كند ما جزا و پاداشت او دوزخ دهيم. كَذٰلِكَ نَجْزِي الظّٰالِمِينَ [٣١-پ]،ما جزاى ظالمان چنين دهيم.
أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا ،نمىبينند اين كافران،يعنى نمىدانند كه آسمان و زمين بر يكدگر نهاده بودند و درهم آويخته،ما آن را بشكافتيم! عبد اللّه عبّاس گفت:يك چيز بود آسمان و زمين ملتزق گشته،خداى تعالى فصل كرد ميان ايشان به هوا.كعب الاحبار گفت:خداى تعالى كه آسمان و زمين آفريد بر هم نهاده بود،بادى بفرستاد تا آن را از هم جدا كرد.مجاهد گفت و ابو صالح و سدّى گفتند:جمله يك طبقه بود،خداى تعالى بشكافت آن را و هفت طبقه كرد و زمينها همچنين.عكرمه و عطيّه و ابن زيد گفتند:آسمان و زمين رتق بود و بسته،نه اين باران دادى نه آن نبات رويانيدى،ما آسمان را به باران بشكافتيم و زمين را به نبات،نظيره قوله: وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الرَّجْعِ، وَ الْأَرْضِ ذٰاتِ الصَّدْعِ [٣].و رتق بستن باشد،و فتق گشادن شكافتن،نقيض يكديگراند،يقال:الى فلان الرّتق و الفتق،و آن را كه متصرّف كارى باشد او را راتق [٤]فاتق گويند،و منه:المرأة الرّتقاء [٥]كه اندام او ملتحم باشد.و براى آن رتق به لفظ واحد گفت و اگرچه آسمانها جمع است كه، اين لفظ مصدر [٦]است،و مصدر را واحد و تثنيه و جمع و تذكير و تأنيث يكى باشد، كقولهم:عدل و زور و فطر و صوم و رضى. وَ جَعَلْنٰا مِنَ الْمٰاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ،و ما هرچه حيوانى را كه آفريديم از آب آفريديم،و«جعل»،به معنى خلق است،و مثله قوله: وَ اللّٰهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مٰاءٍ [٧]-الآية. أَ فَلاٰ يُؤْمِنُونَ ،تصديق نمىكنند و باور نمىدارند!و ابن كثير تنها خواند:أ لم ير [٨]،بى«واو»و باقى قرّاء به«واو»خواندند.
[١] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بدون.
[٣] .سورۀ طارق(٨٦)آيۀ ١١ و ١٢.
[٤] .آب،آز+و.
[٥] .آط،آج،لب:الفتقاء،آب+زنى.
[٦] .اساس+جمع،به قياس با نسخۀ آط،و اتّفاق نسخه بدلها زائد مىنمود و حذف شد.
[٧] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٤٥.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+ اَلَّذِينَ كَفَرُوا .