روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٨ - ترجمه
انفاس ايشان مىشماريم] [١]براى اجل.
يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ ،يعنى اذكر،ياد كن اى محمّد آن روز كه ما حشر كنيم متّقيان و پرهيزگاران را. إِلَى الرَّحْمٰنِ وَفْداً [٢]،اى جماعات [٣]،و قيل:ركبانا،يقال:
وفدت الى فلان فأنا وافد.و الوفد،اسم للجمع،كالرّكب و الحرب [٤]و الصّحب.و جمع اين كلمه وفود باشد،و نصب او بر حال باشد.و گفتند:وفد،مصدر باشد و مصدر را تثنيه و جمع و واحد به يك لفظ باشد،كأنه قال:يحشر المتّقون فيفدون وفدا.آنگه نصب او بر مصدر باشد.
و در خبر مىآيد:يركبون على ضحاياهم،بر اضاحى خود نشينند،
لقوله- عليه السّلام: عظّموا ضحاياكم فانّها في القيامة[١٩-ر]مطايا كم ،گفت:ضحايا و قربانها [٥]كه بكنى [٦]آن را تعظيم كنى كه آن در قيامت شتران شما باشند.
ابو هريره گفت:بر شتران نشسته آيند.عبد اللّه عبّاس گفت:بر شترانى باشند كه پالانهاى آن از زر باشد و زمامها از زبرجد،و اميرالمؤمنين على گفت:و اللّه كه ايشان را حشر نكنند،بر اقدام،يعنى پياده،بل ايشان را اشترانى آرند [٧]پالانهاى زر و نجيبانى به زينهاى ياقوت،اگر خواهند بروند و اگر خواهند بپرند.صالح بن محمّد روايت كرد از اميرالمؤمنين على،كه او گفت من رسول را گفتم:يا رسول اللّه!وفد ملوك چندان كه باشند سوار باشند،فما وفد اللّه،وفد خداى چگونه باشند؟گفت:يا على!چون مؤمنان از پيش خداى بازگردند،فريشتگان به استقبال ايشان آيند با شترانى به پالانهاى و زمامهاى زر،بر هر مركبى حلّهاى افگنده كه قيمت از همه دنيا بيش باشند،هر مؤمنى [٨]حلّهاى از آن بپوشد [٩]و بر مركبى نشيند،مركبان ايشان روى به بهشت نهند،چون به در بهشت رسند فريشتگان به استقبال آيند،مىگويند:
[١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آط،و اتفاق نسخه بدلها،افزوده شد.
[٢] .اساس:وفدا الى الرحمن،به قياس با نسخه آج،و با توجه به متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٣] .آج،لب:جماعة.
[٤] .آب،آج،لب،آز،مش:و الشرب،آط:و السرب.
[٥] .آب:قربانهايى،آز:قربانيها.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بكشى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+به.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:مؤمن.
[٩] .آب،آز:بپوشيند،آط:بپوشند.