روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٦ - ترجمه
مسلمانى است،من نروم تا حقّ خود نستانم.عاص گفت:نه شما مىگويى كه در بهشت زر و سيم باشد؟گفت:بلى!گفت:پس رها كن تا آنجا بدهم-بر طريق استهزاء،اگر اين شما كه مىگويى حقّ است،نصيب من آنجا بيش باشد از نصيب تو،خداى تعالى اين آيت فرستاد[١٨-پ]و گفت:ديدى اين مرد را كه به آيات ما كافر شد؟و گفت:مرا مال و فرزندان خواهند دادن در بهشت.
أَطَّلَعَ الْغَيْبَ ،همزۀ مفتوحه همزه استفهام است،و همزۀ افتعال بيفگندند تا دو همزه مجتمع نباشد،و التّقدير:أ اطّلع،بر غيب مطّلع شده است؟عبد اللّه عبّاس گفت [١]:بر لوح محفوظ.مجاهد گفت:علم غيب بدانسته است تا [٢]مىداند كه او به بهشت خواهد بودن يا به دوزخ. أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمٰنِ عَهْداً ،يا به نزديك خداى عهدى گرفته است.مجاهد گفت:اين عهد،گفتن لاالهالاّاللّه است،يعنى او اين كلمه بگفته است و ايمان آورده،يعنى بهشت آنان را باشد كه اين كلمه گويند.
قتاده گفت:عملى صالح از پيش فرستاده است.كلبى گفت:عهدى دارد از خداى كه او را به بهشت برد.
كَلاّٰ ،اين كلمۀ ردع و زجر است،رد كرد خداى تعالى بر او [٣]بر اين كلمه،يعنى پرگست [٤]كه چنين باشد!آنگه گفت: سَنَكْتُبُ مٰا يَقُولُ ،ما بنويسيم آنچه او مىگويد. وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذٰابِ مَدًّا ،او را از عذاب مدد دهيم و بيفزاييم [٥]. كَلاّٰ ، در جاى قسم نهاده است،و معناه حقا،كه بنويسيم آنچه او مىگويد.
وَ نَرِثُهُ مٰا يَقُولُ ،و آنچه او مىگويد مرا خواهد بودن از مال و فرزندان،ما[از] [٦]او به ميراث برداريم،يعنى او بميرد و مال و فرزندان رها كند. وَ يَأْتِينٰا فَرْداً ،و تنها با پيش ما آيد.
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً ،و ايشان بدون خداى،خدايان گرفتهاند تا عزيز باشند،و ايشان را عزّت باشد به آنكه گمان بردند كه اگر به يك خداى عزّت باشد،به بسيار خدايان عزّت بيشتر باشد.
[١] .همۀ نسخه بدلها+يعنى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:يا.
[٣] .آب،آط،آج،لب:بر ايشان،آز:براى ايشان.
[٤] .اساس:تركست،به قياس با نسخۀ آط،تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+و گفتهاند.
[٦] .اساس:ندارد،از آط افزوده شد.