ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥ - مقصود و تفسير
اينكه نهى دلالت بر فساد معامله دارد.
((ذلِكُمْ)) يعنى: آنچه بآن امر شديد از حضور نماز جمعه و شنيدن خطبه و ذكر خدا و اداء واجب و ترك فروش.
(خَيْرٌ لَكُمْ) بهتر و سودمندتر است براى شما از جهت عاقبت.
(إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) منافع امور و زيانهاى آنها و مصالح و مفاسد نفس هايتان را.
جبائى گويد: يعنى بدانيد اين مطلب را و در اين آيه دلالت بر وجوب نماز جمعه است و دلالت بر حرمت تمام تصرّفات در موقع شنيدن اذان جمعه بجهت اينكه بيع را مخصوص بنهى نمود براى بودن آنست از اعم تصرّفات در اسباب معاش و در آن دلالت بر اينست كه اين خطاب براى احرار است زيرا كه بردگان و بندگان مالك بيع نيستند، و دلالت دارد بر اختصاص نماز جمعه بمكانى و براى همين واجب است بسوى آن سرعت و كوشش كنند، و وجوب نماز جمعه براى همه مكلّفين است مگر صاحبان عذر از سفر يا مرض يا كورى يا لنگى يا اينكه زن باشد و يا پير سالخورده يا بنده و يا بر سر بيش از دو فرسخ از مسجد جامع باشد، و با بودن اين شرائط واجب نيست مگر در موقع حضور سلطان عادل يا كسى كه او را سلطان براى نماز جمعه تعيين كند و عدد نزد اهل بيت رسالت به هفت نفر تكميل مى شود، ابو حنيفه و سفيان ثورى گفتهاند: غير از امام بسه نفر هم اقامه مى شود، شافعى ميگويد: فقط منعقد ميشود به چهل نفر مرد حر بالغ مقيم، ابو يوسف گويد: به دو نفر هم غير امام منعقد ميشود.
حسن و داود گفتهاند: به يك نفر هم مانند نمازهاى واجب ديگر