ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨١ - اعراب
اعشى گويد:
|
حتّى يقول للنّاس ممّا راوا |
يا عجبا للميّت الناشر |
|
(و مترجم) گويد بيت قبل از آن اينست:
|
لو اسندت ميتا الى نهرها |
عاش و لم ينقل الى قابر |
|
اگر مرده اين جاريه را بسينهاش تكيه دهند زنده شود و نقل بقبر نشود تا اينكه مردم از آنچه ديدهاند بگويند اى واى عجب از مردهاى كه زنده شده است و اصلش از نشر و باز شدن و ضدّ پيچيده بودن است.
و الحاصب: سنگيست مانند ريك با او ميزنند. و حصبه بالحصاه يحصبه حصبا هر گاه او را با سنگ ريزه زد و بآنكه با سنگ ريزه ميزند حاصب ميگويند. يعنى صاحب ريگ.
اعراب:
بالغيب: در محلّ نصب است بنا بر حاليّت.
در( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ) چند وجه ذكر شده است:
١- (من خلق در محلّ رفع. به اينكه فاعل يعلم باشد و تقديرش اين باشد. الا يعلم من خلق الخلق ضمائر صدورهم. آيا كسى كه مخلوق را ايجاد كرده ضمائر سينههايشان را نميداند).
٢- اينكه من خلق در محلّ نصب به اينكه مفعول به باشد و تقديرش چنين باشد: الا يعلم اللَّه من خلقه. آيا نميداند خدا كسى را كه خلق كرده است.
٣- من. استفهاميه در محلّ نصب به اينكه مفعول خلق و فاعل خلق ضميرى باشد كه در آن مستتر و به اللَّه برگردد. و قول اوّل صحيح-