ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٩٢
راصد بمعناى حافظ است.
اعراب:
بلاغا منصوب است براى اينكه بدل از ملتحد است. يعنى هرگز ملجئى و پناهگاهى نمىيابم مگر اينكه ابلاغ كنم آنچه را كه خدا مرا ارسال بآن نموده است پس اوست ملجاء امن. و رسالاته منصوب است بعطف بر محذوف، و تقدير اينست الّا بلاغا من اللَّه و آياته و رسالاته. مگر رساندن از خدا آيات و رسالات او را. قول خدا.( مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً). جمله من مبتداء و خبر آن تعليق اضعف و اقلّ است و ناصرا منصوب بر تميز بودن است و همين طور قول خدا عددا تميز است و قول خدا.( أَ قَرِيبٌ ما تُوعَدُونَ). استفهام با آنچه در حيّز آن است تعليق است.( إِلَّا مَنِ ارْتَضى) ممكن است كه من مبتداء و قول خدا( فَإِنَّهُ يَسْلُكُ) خبرش باشد. و ممكن است كه استثناء منقطع باشد و عددا از يكى دو جهت منصوب باشد. (١) بر معنى( وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ) در حال عدد پس بر او مخفى نماند سقوط برگى از درخت و نه حبّهاى و نه ترى و نه خشكى (٢) اينكه در محلّ مصدر باشد براى اينكه معنايش و عدّ كلّ شيء عددا. از زجاج.
تفسير و مقصود:
سپس خداوند سبحان پيغمبرش را مخاطب فرموده و گفت اى محمّد( (قُلْ)) بگو باهل تكليف.
(إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً) يعنى من قادر بر رفع ضررى از شما نيستم و نميتوانم خيرى بشما برسانم. فقط تنها قادر بر اين خداى تعالى است و ليكن من پيامبرم و بر من نيست مگر تبليغ رسالت و دعوت بدين و هدايت