ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٧٩ - دليل
دليل:
كسى كه يسلكه بياء قرائت كرده براى تقدّم ذكر غيبت در قول خدا.( وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ) است و كسى كه بنون خوانده. پس آن مانند قول خدا( وَ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ) است بعد از قول خدا( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى) و هرگز قرائت كرد قال انّما ادعوا. پس آن نيز براى تقدّم ذكر فعل غايب است در قول خدا( وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ). و هر كه قل قرائت كرده براى اينست كه بعد از آن( قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ) و( قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ) است. و كسى كه لبدا بضمّه لام خوانده. پس لبد بمعناى بسيار است از قول خدا( مالًا لُبَداً). مثل اينكه گفته شده براى او بسيار است. براى سوار شدن بعضى از آن بر بعض و چسبيدن برخى از آن بر بعضى ديگر براى بسيارى آن و لبد جمع لبده و آن جماعت است و گاهى بملخ فراوان لبد گفته ميشود. بعضى از بنى هذيل گفته است.
|
صابوا بستّة ابيات و واحدة |
حتّى كانّ عليهم جابيا لبدا |
|
نازل شدند بشش خانه و يك منزل مثل اينكه بر آنها ملخ فراوانى فرود آمده است شاهد اين بيت لبد است كه بمعناى فراوان آمده.
و جابى ملخ است كه هر چيز ميآيد براى خوردن آن. زجاج گويد اللبده و اللبده بيك معنى است. و كسى كه بتشديد لبّدا خوانده پس او توصيف شده بر فعّل مثل جبّار و زمّل. و ممكن است جمع لا بد مانند راكع و ركع باشد و لبد از صفاتيست كه بر وزن فعل آمده مثل ناقه سرخ و رجل طلق. و كسى كه لو استقاموا قرائت كرده پس او تشبيه بواو جمع نموده مثل قول خدا( اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ) چنانچه تشبيه شده آن باين پس گفتهاند.( اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ) و اين گذشت در سوره بقره (بآنجا رجوع شود).