ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٢ - مقصود و تفسير
را براى شير دادن او بخواهيد يعنى پدر بچّه مرضعه ديگرى غير از مادر كودك بخواهد.
سپس فرمود:( لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ) هر آينه صاحب تمكّن و وسعت انفاق كند.
خداوند سبحان اهل توسعه و تمكّن را امر فرموده كه بر زنان شير دهى كه فرزندان خود را شير ميدهند باندازه وسعتشان توسعه بدهند.
(وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ) يعنى كسى كه برايش توسعه نباشد( رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ) روزيش پس بايد از آنچه خدا او را رحمت فرموده انفاق كند.
يعنى: و كسى كه روزيش بمقدار قوتش باشد. پس هر آينه به قدر آن و بقدر امكان و طاقتش انفاق كند.
(لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها) خداوند تكليف نكند كسى را مگر باندازه ايكه او را داده. يعنى مگر بقدر و اندازه آنچه از طاقت او را عطا فرموده و در اين آيه دلالت بر اينست كه خداوند سبحان احدى را بچيزى كه توانايى و طاقت آن را ندارند تكليف نميكند.
(سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْراً) بزودى خداوند بعد از تنگى و شدّت فراوانى و سهولت قرار ميدهد. يعنى بعد از تنگى توسعه و بعد از ندارى توانگرى و بعد از سختى و دشوارى كار سهولت و آسانى مرحمت فرمايد و اين تسليت براى صحابه (ياران صفه پيغمبر ٦ است) كه در آن موقع فقر بر بيشتر آنها غلبه داشت. سپس خداوند شهرها را براى ايشان گشود.
(وَ كَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ) يعنى چه بسا از اهل دهكده و شهركها بر خدا و بر پيامبران سركشى و طغيان كردند مقصود اينكه در