ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢١٧ - مقصود و تفسير
كسى كه منع ميكند فاميلش را از دين اسلام به اينكه ميگويد هر كه داخل دين محمد ٦ شود هرگز سودى باو نخواهم رسانيد.
((مُعْتَدٍ)) قتاده گويد: متجاوز از حق ظالم و ستمكار است.
((أَثِيمٍ)) يعنى گنهكار فاسق است فاعل چيزيست كه بسبب آن گناه ميكنند و بعضى گفتهاند: در فعلش متجاوز و در عقيدهاش گنهكار است.
و بعضى گفتهاند: متجاوز است در ظلم كردن بديگرى، و گنهكار است در ظلم كردن بخود.
(عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ) يعنى او با منّاع خير بودنش متجاوز گنهكار و زناكار بد خلق است، و اين روايت شده در خبر مرفوع.
عكرمه گويد: عتل تواناى در كفر است، كلبى گويد: عتل ستمكارى است كه در دشمنى به باطل سخت است.
خليل گويد: عتل: پرخوريست كه منع از ديگران ميكند، و بعضى گفته اند: عتل آنست كه مردم را گرفته (مانند مأمورين ساواك) و بزندان يا شكنجه ها ميكشاند و از آنست گفته شاعر:
|
فيا ضيعة الفتيان اذ يعتلونه |
ببطن الشرى مثل الغنيق المسدّم |
|
پس اى ضايع كننده جوانان هنگامى كه ميكشيدند او را بصحراى پر شير مانند اسب و شتر بزرگى كه بر دهان او لجام گذاردهاند، شاهد در اين بيت كلمه يعتلونه است كه بمعناى گرفتن و كشيدن آمده.
((زَنِيمٍ)) يعنى: حرامزاده چسبيده بقومى كه در نسب از ايشان نيست شاعرى گويد:
|
زنيم تداعاه الرجال تداعيا |
كما زيد فى عرض الاديم الاكارع |
|