ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٢ - اعراب
و قول خدا.( أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ). در محلّ نصب به اينكه بدل از قول خدا( مَنْ فِي السَّماءِ) و آن بدل اشتمال است.
(فَإِذا هِيَ تَمُورُ). اذا ظرف مفاجاة و آن معمول قول خدا تمور و جمله هى تمور در محلّ نصب بنا بر حاليّت از قول خدا( يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ) و صاحب حال هم الارض است.
و( أَنْ يُرْسِلَ): نيز بدل است مانند قول خدا( أَنْ يَخْسِفَ).
و قول خدا. كيف نذير مبتداء و خبر. و كيف خبر مقدّم است، و جمله متعلّق بقول خدا فستعلمون. است و تقديرش اينست: فستعلمون أ محذور انذارى. پس بزودى ميدانى كه آيا ترسانيدن من محذور است يا نه.
و قول خدا.( فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ). كيف در اينجا خبر كان است و قول خدا و يقبضن عطف شده بر صافّات. و البته عطف فعل بر اسم شده. و فاعده مقرّره در علم نحو اين بوده كه فعل عطف نشود مگر بر فعل چنانچه اسم هم عطف نشود مگر بر اسم. بعلّت اينكه آن گر چه فعل است. پس آن در محلّ حال است و تقدير آن تقدير اسم فاعل است. و صافّات هم حال است. پس جايز است كه عطف بر آن شود. پس مثل اينست كه گفته است صافّات و قابضات. و مانند اين هم در شعر آمده است:
گويد:
|
بات يعيّشها بغضب باتر |
يعدل اسوقها و جائر |
|
شب نخوابيد در حالى كه شتر و گوسفند براى پذيرايى ميهمانها با شمشير برندهاى ذبح ميكرد و در ساقهاى آنها عدالت كرده و ميهمانها