ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٤٥ - تفسير
تفسير:
سپس خداوند سبحان اهل تكليف را براى آگاهيدن آنها توحيد خدا را مخاطب نموده و فرمود:
(أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً) آيا نديديد چگونه خدا آفريد هفت آسمان را طبقهاى بعد از طبقه يعنى يكى را مانند قبه بالاى ديگرى قرار داده.
(وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً) و قرار داده ماه در شب در آسمان، نور روشنايى فروزنده. در اين چند وجه گفتهاند.
١- ابن عبّاس گويد: يعنى ماه را در آسمانها و زمين نور قرار داد گويد روشن ميكند پشتش آنچه از آسمانها در آن سمت قرار دارد و رويش روشن ميكند اهل زمين را و همين طور است خورشيد.
٢- اينكه فيهنّ بمعناى معهنّ باشد. يعنى قرار داد خورشيد را با خلق آسمانها نورى براى اهل زمين.
٣- اينكه فيهنّ بمعنى فى حيّزهنّ در ظرف و مكان آنها گر چه ماه در يكى از آسمانها باشد چنانچه مىگويى. انّ فى هذه الدّور لبئرا. البتّه در اين خانهها چاه آبى است اگر چه چاه در يكى از آنها باشد. براى اينكه بودن در يكى از آنها بودن در تمام آنهاست و چنانچه مىگويى آمدم بنى تميم را و حال آنكه فقط نزد بعضى از آنها آمدى.
(وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً) يعنى خورشيد را چراغ فروزان قرار داد براى اهل زمين. پس چون در خورشيد نور براى روشنايى قرار داده شده آن چراغ عالم است چنانچه مصباح چراغ انسانست.