ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٧ - شرح لغات
قرائت ابى و جاء فرعون و من معه آمده. و اين تقويت ميكند و من قبله: براى اينكه قبل چون پهلوى چيزى از چيزهايى كه از آن تخلّف نكند و آنهم پيرو او شده و محفوف باو گردد.
و دليل آنكه. و من قبله خوانده اينست كه معناى آن و از جلوتر آن از امّتهاى كه كافر شدند چنان كه او كافر شد.
شرح لغات:
الحاقّة: ابن انبارى گويد: الحاقّة يعنى واجبه حقّ. يعنى وجب يحقّ حقّا و حقوقا پس او حاق است.
فرّاء گويد: عرب ميگويد چون حقّ را شناختى كجا ميگريزى و الحقه، و الحاقه بيك معنى است.
و بعضى گفتهاند: قيامت را الحاقه ناميدهاند براى اينكه كفّار از قولشان برميگردند. حاققته فحقّقته مانند خاصمته فخصمته است.
و قيامت را قارعه ناميدهاند بجهت اينكه كوبيده ميشود دلهاى بندگان بسبب ترس تا اينكه مؤمنان بمحلّ امن ميرسند.
دريت الشّىء دراية و درية بمعناى علمته دانستم آن را و ادريته يعنى اعلمته آگاهانيدم او را.
الطاغيه: طغيان مصدر مثل عافيه است.
الصرصر: باد سخت پر صداست.
الحسوم: پى در پى از حسم الدّاء قطع كردن درد بنهادن داغ بر آن گرفته شده. پس مثل اينكه متواليا و مرتبا شرّ و بدى بر سر ايشان باريده تا ايشان را مستأصل و بيچاره نموده است.