ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٤ - گفتار مفسرين در معناى توبه نصوح
حسن گويد: بيشتر كسانى كه در اين زمان اجراء حدّ بر آنها ميشود منافقانند. پس خداوند تعالى فرمان داده كه در اقامه حد بر ايشان سخت بگيرد.
((وَ مَأْواهُمْ)) يعنى پايان كار كفّار و منافقان.
(جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ) يعنى جايگاه و قرارگاه دائمى آنها دوزخ و بد است مآل و پايان كار آنها.
سپس خداوند براى همسران پيغمبر ٦ مثلى آورده كه آنها را تشويق بطاعت كند و توضيح دهد مر آنها را كه مصاحبه و همنشينى پيغمبر با مخالفت او سودى بحال آنها ندارد. پس فرمود:
(ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا) خداوند مثلى براى كسانى كه كافر شدند زده و آن مثل زن نوح و زن لوط پيغمبر است كه آنها با اينكه همسر دو بنده از بندگان ما بودند. يعنى بيان ميكنيم از پيامبران ما.
(صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما) دو بنده شايسته و آراسته. پس خيانت به آن دو بزرگوار نمودند.
ابن عبّاس گويد: زن نوح ٧ كافر بوده و بمردم مىگفت نوح ديوانه است و هر گاه يك نفر بنوح ايمان ميآورد خبر ميداد ستمگران از قوم نوح را و زن لوط مردم را بميهمانهاى لوط راهنمايى ميكرد. پس اين بود خيانت آن دو زن و هر زن پيغمبرى مرتكب زنا نشد و خيانت آنها در دين بود نه در ناموس و بى عفّتى.
سدى گويد: خيانت آنها اين بود كه كافر بودند. و بعضى گفته منافق و دو رو بودند.