ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٠٨ - لغت
و امّا قول خدا. لاماناتهم بنا بر مفرد گر چه مضاف بجماعت است و براى هر يك از آنها امانت است، پس براى اينست كه امانت مصدر است و بر تمام جنس واقع ميشود و شامل ميشود جميع را.
و كسى كه اماناتهم. جمع خوانده براى اختلاف امانتها و بسيارى اقسام آنست. پس شبيه شده، باين جهت اسمايى را كه جنس نيست و سخن در شهادت و شهادات مانند سخن در امانت و امانات است.
لغت:
المودّة: مشترك ميان تمنّى و محبّت است. گفته ميشود وددت الشّيء يعنى تمنيته آرزو كردم آن را. و وددته احببته. دوست داشتم وى را.
اودّ: در تمنّى و محبّت استعمال ميشود.
الافتداء: فديه و فدا دادنست. قبول ضرر كردن از چيز به بدل دادن از آن چيز.
الفضيلة: جماعت جدا شده از جمله قبيله است به برگشت آن از ابوّة عامّه بابوّة خاصّه.
لظى: نامى از نامهاى دوزخ از برافروختگى گرفته شده.
النزاعة: چيزيست كه نزعش بسيار باشد و آن كندن با شدّت است.
الاقتلاع: گرفتن بشدّت اعتماد است.
الشّوى: پوست سر است مفرد آن شوات است.
اعشى گويد:
|
قالت قتيلة ماله |
قد جللت شيبا شواته |
|
قتيله گويد: چيست براى او كه پيرى و سالخوردگى موى سرش را سفيد