ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٤٧ - تفسير
هر شايبه شرك و رياء است و راهنمايى كند آنها را كه خدا عالم به مصالح ايشان و مدبّر آنهاست بر آنچه حكمتش اقتضاء كند پس بر مردم واجبست كه اين نعمتهاى بزرگ را بكفر و انكار مقابله نكنند. سپس برگشت خداوند سبحان بقصّه نوح ٧ بقولش.
(قالَ نُوحٌ) بر طريق دعا نوح ٧ گفت( رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي) پروردگارا ايشان (قوم من) در آنچه من آنها را امر و نهى نمودم عصيان من نمودند.
(وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً) پيروى كردند كسى را كه مال و فرزندانش جز خسارت و زيان چيزى نيفزود. يعنى پيروى از ثروتمندان و توانگران قومشان نمودند براى مغرور شدن بمال و فرزندان آنها كه خدا داده بود. پس آنها گفتند اگر نوح فرستاده و پيامبر خدا بود هر آينه براى او ثروت و توانگرى و دهات و فرزندان بود. و ولده بضمّه واو و فتحه آن و ولد جماعت از اولاد است و ولد واحد مفرد آنست، و بعضى گفتهاند ولد بضمّ و ولد به فتح در معنى يكسان است. و خسار. هلاكت است برفتن سرمايه.
و بعضى گفتهاند: يعنى پيروى كردند تهيدستان و مردمان پشت بزرگان و رئيسهاى خود را كه نيفزود مال و اولادشان مگر هلاكت در دنيا و عقوبت در آخرت را.
(وَ مَكَرُوا) و مكر كردن در دين خدا( مَكْراً كُبَّاراً) حسن گويد مگر بزرگى را. ابن عبّاس گويد يعنى گفتند سخن بزرگ.
ضحّاك گويد: جرئت كردند بر خدا و تكذيب نمودند پيامبران او را.