ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٥ - اعراب
دليل:
دليل ياء اينست كه اسم ظاهر است و آن اللَّه است در هر سه فعل كه مقدّم شده است، و دليل با نون اينست كه آن مانند قول خدا( سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ) كه آخرش ميفرمايد «لنراه» سپس آمده( وَ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ ...) كه ضمير جمع متكلم (نا) آورده است.
اعراب:
(ذلِكَ بِأَنَّهُ)، ها ضمير امر شأن است، أبشر مبتداء و جايز است كه آن با اينكه نكره است مبتداء باشد بعلت اينكه حرف استفهام (أ) تجويز شد كه نكره مبتداء شود چنان كه نفى نيز تجويز كرده براى اينكه هر دو آنها غير موجب هستند ميگويند: أرجل فى الدار ام امرأة و لا رجل فى الدار و لا امراءه، و بعضى گفتهاند آن فاعل فعل مضمر است كه قول" يهدوننا" آن را تفسير ميكند، مثل اينكه گفته است (أ يهدينا بشر يهدوننا) و البتّه مخفى شدن فعل براى آنست كه استفهام بفعل اوّلى بهتر است از استفهام باسم، و قول خدا(" أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا") تقديرش اينست" انّهم لن يبعثوا" پس جمله مذكور سد مسدّ از دو مفعول زعم است، بسبب آنچه كه در آن جارى شده از ذكر حديث كفّار و محدث عنه كه بعث باشد و چون لن در (لن يبعثوا) دليل استقبال است معين است كه ان قبل از آن مخففه از مثقّله مىباشد، براى اينكه لن منع ميكند كه ان ناصبه فعل باشد،(" يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ") ظرف لتبعثن است.