ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٦ - تفسير و مقصود
حضور پيغمبر ٦ تعريف كردند پيغمبر ٦ فرمود عقلش، چطور است. گفتند اى رسول خدا ما شما را از اجتهادش در عبادت، و كارهاى خوبش خبر ميدهيم شما از ما از عقل وى ميپرسيد. فرمود: البتّه احمق (كم عقل يا بى عقل) بسبب حماقت و كم عقليش ميرسد بچيزى كه از گناه گناهكار بزرگتر است. و بندگان خدا فرداى قيامت از درجات بالا ميروند و بمقام قرب پروردگارشان ميرسند باندازه عقلشان. سپس خداوند سبحان فرمود.
(فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ) پس اقرار و اعتراف بگناهشان نمودند در اين وقتى كه اقرار و اعتراف سودى بحالشان ندارد. و اقرار مشتق از قرّ الشيء تقرّ قرار است وقتى كه ثابت شود. و اعتراف از معرفت گرفته شده. و ذنب مصدر است. نه تثنيه ميشود و نه جمع و وقتى جمع و ذنوب گفته شد براى اختلاف جنس گناه است.
(فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ) پس دورى باد بر اهل آتش. و اين نفرين بر ايشانست يعنى خدا ايشان را محروم و دور از نجات بدارد. دور داشتنى.
و هر گاه گفته شود. اعتراف ايشان بگناه با آن رسوايى كه برايشان هست چه صورتى دارد. جواب داده ميشود. ايشان ميدانند كارشان برسوايى كشيده چه اقرار بكنند و چه نكنند. پس نيست كه بخواند ايشان را بيكى از دو كار مگر مثل آنچه بديگرى خوانده شدهاند. در اينكه فرجى و گشايشى در آن نيست. پس كار بر ايشان يكسانست و عدم اعتراف، و اظهار ناراحتى كردن و يا ابراز نكردن.