ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٥ - شأن نزول
بنى جشم گفته و گويد: بنى جشم از هر صفت و منقبت خوبى غافل و بيخبر ماندند، شاهد در كلمه الهى است كه بمعناى سرگرمى و وسيله غفلت آمده.
امرؤ القيس گويد:
|
فمثلك حبلى قد طرقت و مرضع |
فالهيتها عن ذى تمائم محوّل |
|
پس مثل تو زن آبستن كه من با او آميزش كردم و او را سرگرم نمودم از طفل شيرخوارى كه يك ساله بود، شاهد در كلمه (فالهيتها) است كه بمعناى سر گرمى است.
شأن نزول:
اين آيات درباره عبد اللَّه بن ابى و ياران او نازل شده و اين در وقتى بود كه پيامبر خدا ٦ مطّلع شد كه بنى المصطلق براى جنگ با- پيغمبر گرد آمده و رئيس آنها حارث بن ضرار پدر جويريه همسر پيغمبر ٦ است، و چون پيغمبر ٦ شنيد بسوى ايشان بيرون رفت تا در كنار آبى از آبهاى ايشان كه مريسيع از ناحيه قديد تا ساحل و كنار درياى سرخ، با آنها تلاقى نمود، پس مردم با هم جنگيدند و كشتند از يكديگر و خدا بنى المصطلق را فرارى نمود، و كشته شدند از ايشان كسانى كه كشته شدند و پيامبر خدا ٦ زنها و اولاد و اموالشان را بغنيمت گرفت، پس مردم بر كنار آن آب مشغول جمع غنائم و انفال بودند كه وارد شد دسته اى از مردم و با عمر بن خطاب اجير و مزدورى از بنى غفار بنام جهجاه بن سعيد كه اسب عمر را ميكشيد بود، پس جهجاه و سنان جهنى از بنى عوف بن خزرج بر سر آب نزاع كردند، پس جهنى فرياد زد اى گروه انصار و غفارى، فرياد زد اى گروه مهاجرين، پس يك نفر از مهاجرين به