ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩١ - عده طلاق
عده طلاق
و عدّه نشستن و خوددارى كردن زن است از شوهر تا اينكه مدّت مرتبه در شريعت منقضى شود و آن بر چند قسم است.
١- چند قرء و طهر يعنى پاكى از حيض براى زنهايى كه حيض ميبينند ٢- چند ماه براى صغيرهاى كه بحدّ حيض نرسيده و مثل آن در چنين سنّى حيض ميبينند و آن دختريست كه ٩ سال رسيده و اگر كمتر از اين باشد نزد بيشتر علماء اماميّه عدّه ندارد و بعضى گفتهاند عدّه آنها چند ماه است، و فقهاء قائل باين عدّه شدهاند و همين طور است زن بزرگ يائسه كه از حيض مأيوس است ولى همسالان او حيض ميشوند[١] عدّه آنها چند ماه است و اصحاب ما آن را تعريف كردهاند كه سنّش از پنجاه سال در غير قرشى و شصت سال در قريشى كمتر نباشد، پس اگر سنّش بيش از اين شد نزد بيشتر علماء ما (اماميّه) عدّه ندارد.[٢] ٣- زنى كه شوهرش مرده نيز عدّهاش چند ماه است. (چهار ماه و ده روز) ٤- عدّه زن حامله كه در تمام صور وضع حمل است مگر عدّه آن زن حاملى كه شوهرش فوت كرده كه آن در نزد اصحاب ما (اماميّه) دورترين مدّت
[١] اين مذهب و مبناى سيّد مرتضى و سيد رضى و ابن شهر آشوب است، بظاهر قرآن و لكن يائسه در قرآن در اصطلاح ما غير از اين است.
[٢] و بيشتر از علماء ما نبطيّه كه تيرهاى از عرب هستند ملحق بقرشيه كردهاند و دليل اين مطلب تجربه است در اين دو قبيله قرشى و نبطى زيرا حيض خون شناخته نشده است و علامات و نشانه آن معروف است در زنى ديده شود حكم آن بر او مترتب خواهد شد.( شعرانى)