ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٣ - عده طلاق
شوهر او را طلاق گفت بر اوست كه از منزل شوهرش خارج و بجاى ديگر رود.
ابن عمر گويد: فاحشه بيرون آمدن زن از خانه شوهر است قبل از سپرى شدن عدّه و در روايت ديگرى از ابن عبّاس است كه گويد هر معصيتى كه آشكارا براى خداى تعالى انجام شود آن فاحشه است.
(وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ) يعنى آنچه خداوند سبحان از احكام طلاق، و شروط آن ياد نمود حدود و مرزهاى خدايى است كه نبايد از آن تجاوز نمود.
(وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ) و كسى كه تجاوز از حدود خدا نموده و بغير آنچه خدا امر و فرمان داده طلاق گويد( فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ) يعنى در ما بين خود و خداى عزّ و جلّ گناه كرده و از اطاعت خدا تجاوز و به معصيت گرويده و كارى كرده كه بسبب آن مستحقّ عقوبت گرديده است.
(لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً) نميدانى شايد خداوند بعد از اين كار ديگرى پيش آورد يعنى رأى شوهر در محبّت طلاق عوض شود و در دلش محبّت زناشويى و همزيستى واقع شود براى رجوع او در ما بين طلاق اوّل و طلاق دوّم يا در ما بين طلاق دوّم و سوّم.
ضحّاك و سدى و ابن زيد گفتهاند شايد خداوند رجوع و بازگشتى در عدّه پيش آورد و ايجاد نمايد.
زجاج گويد: وقتى سه طلاق در يك وقت (يك مجلس) داد معنايى براى رجوع و بازگشت شوهر بزنش نيست بجهت قول خدا( لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً).
و در اين آيه دلالت است بر اينكه واجب در طلاق اينست كه سه طلاق متفرّق و جدا جدا باشد و جايز نيست جمع بين سه طلاق بعلّت اينكه خداوند